تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
ثبات نيست بلكه غيريت است و هر چيزى در آن واحد هم خودش است و هم غير خودش ؛ در طبيعت هر چيزى تولدى و رشدى و مرگى دارد ، يعنى در طبيعت هميشه اينها با هم توأم است ، يعنى ثبات وجود ندارد ، شيئى اگر متولد مىشود به همان حال باقى نمىماند ، رشد مىكند ، در حال رشد هم باقى نمىماند بلكه مرگ را به دنبال دارد . اين حدوث و رشد و فنا هميشه توأم با يكديگر است و هستى هر چيزى رو به نيستى خودش است .

منطق صورت و منطق ماده

در اينجا مناسب است كه مطلبى را توضيح دهيم و آن اينكه منطق ارسطو منطق صورت است و بهترين نامى هم كه بعدها خود فرنگيها روى آن گذاشته‌اند همان نام « منطق صورى » است ؛ يعنى اين منطق ، منطق صورت است نه منطق ماده كه مقصود از صورت و ماده ، صورت و مادهء فكر است . تا اين اندازه را خود منطق ارسطو هم يادآورى كرده است كه صحيح بودن نتيجه متوقف بر دو چيز است ، يكى اينكه مادهء قياس صحيح باشد و صغرى و كبرى واقعاً صادق باشد و ديگر اينكه صورت و نظم قياس صحيح باشد . و ما در جاى ديگر گفته‌ايم كه صورت و نظم در فكر ، حكم ازدواج دو فكر با يكديگر را دارد ؛ يعنى اين دو فكر كه با يكديگر تلاقى مىكنند گويى ازدواجى صورت مىگيرد و نتيجه به منزلهء مولودى است كه از اين ازدواج حاصل مىشود . بعضى موارد است كه اين ترتيب قرار گرفتن و ازدواج افكار نتيجهء درست و صحيح النسب مىدهد و بعضى موارد است كه نتيجه ، درست نيست ، يك طفل حرامزاده و يك دروغ از آنها متولد مىشود . منطق ارسطو تمام مساعىاش اين است كه قوانين اشكال و صور را بيان كند . شكل و صورت هم مربوط به خود ذهن است و لهذا ما مىگوييم منطق از « معقولات ثانيهء منطقى » بحث مىكند و معقولات ثانيهء منطقى را چنين تعريف مىكنيم كه يك سلسله معانى و مفاهيمى است كه ظرف عروض و ظرف اتصافشان هر دو ذهن است ، ظرف عروض محمول بر موضوع و ظرف اتصاف موضوع به محمول هر دو ذهن است ؛ يعنى اين مفاهيم اصلا با عالم خارج ارتباط ندارد . مثلًا كليت مربوط به ذهن است ، ما در خارج كليت نداريم ؛ نوعيت ، جنسيت ، معرّفيت و معرّفيت همه مربوط به ذهن است ؛ قياس بودن ، شكل اول بودن ، شكل دوم بودن ، همه مربوط به ذهن است و