تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥

فصل نخست : فلسفهء ماركسى - فلسفهء جدلى

بخش يكم : مفهوم جدل

فلسفهء جدلى يا منطق ماركس

در اين قسمت تحت عنوان « دو نوع فلسفه » مىگويد « 1 » : « با خلاصه كردن سير طويل انديشهء فلسفى به حد افراط ، مىتوان گفت هرگز بيش از دو فلسفه يا به عبارتى ديگر بيش از دو طريقهء جهان‌بينى وجود نداشته است : فلسفهء هستى و فلسفهء شدن ، يا فلسفه پندار و فلسفهء زندگى . فلسفهء نوع اول كه از حكمت ارسطو و مكتب حقوقى روم و همچنين حكمت علماى دينى مسيحى ( حداقل علماى دينى مسيحى كشورهاى لاتين ) ريشه مىگيرد ، قرنها فلسفهء كلاسيك غرب و فلسفهء طلاب دينى مسيحى به شمار مىرفت و همچنين فلسفهء دكارت بود . اين فلسفه به ابديت تغيير ناپذير روح ، حقيقت و اصول اخلاقى معتقد است : آنچه در گذشته حقيقت داشته امروز نيز حقيقت دارد و هميشه حقيقت خواهد داشت . راستى ، زيبايى و درستى تماما انعكاسى از وجود يزدانى است كه جاودانى است يعنى خارج از زمان قرار دارد زيرا زمان به معناى تغييرات است و خدا كه يكباره به كمال رسيده است تغييرپذير نيست . فلسفهء نوع دوم كه حكمت شدن است و دو قرن پيش از ارسطو توسط نخستين فيلسوفهاى يونانى بيان شده بود
هامش
( 1 ) . ص 16 و 17 .