قسمت اول : فلسفهء ماركسى
از اينجا « 1 » وارد يك سلسله مطالب جدىتر مىشود و ما براى اينكه روش اين كتاب روشن بشود كه مطالب را چگونه تقسيمبندى كرده است بايد به تقسيم فلسفهء ماركس به فصول و بخشهاى گوناگون توجه كنيم .
آنچه را كه تحت عنوان « فلسفه ماركس » بحث مىكند در سه فصل آورده : يكى را تحت عنوان « فلسفهء جدلى » بيان كرده است كه باز خود آن فصل مشتمل بر چند بخش است و هر بخش را هم تحت چند عنوان آورده است . فصل دوم را تحت عنوان « فلسفهء مادىگرا » ذكر كرده و آن هم داراى دو بخش و هر بخش نيز داراى چند عنوان است .
فصل سوم را تحت عنوان « فلسفهء پراكسيس » « 2 » آورده است و اين فصل هم داراى دو بخش است و هر بخش نيز داراى عناوينى است .
در فصل دوم كه تحت عنوان مادىگرايى بحث مىكند توجهش به دو قسمت است ، يكى مادىگرايى فلسفى ماركس و ديگرى مادىگرايى تاريخى يعنى توجيه
هامش
( 1 ) . ص 15 .
( 2 ) . پراكسيس هم از آن مفاهيم بسيار رايج فلسفهء امروز است كه به معناى فلسفه عمل است .