تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨

آيا عمل كليد انديشه است يا معيار آن « 1 »

؟ پس مسئلهء اينكه عمل براى انسان كليد انديشه است حرف بسيار درستى است ، اما معنايش اين نيست كه كليد منحصر است ( در اين باره فعلا نمىخواهم بحث كنم ) . در اينكه يكى از كليدهاى بسيار بزرگ انديشهء انسان ، عمل است جاى شك و شبهه نيست ، ولى آيا محك صحّت انديشهء انسان هم عمل است ؟ اينجاست كه عده‌اى روى اين مسئله پافشارى دارند كه بله ، اصلا معيار درستى و نادرستى انديشهء انسان فقط و فقط عمل است . مثلًا مىگويند تو كه مىگويى فلان كس رفيق خودش را آدم خوبى مىدانست ، بعد كه با او وصلت كرد يا سفر كرد و يا يك شركت تشكيل داد ، يك مرتبه عقيده‌اش به كلى عوض شد و گفت عجب آدم بدى بوده و ما نمىدانستيم ، مگر غير از اين است كه تجربه و عمل به او ثابت كرده است ؟ پس با عمل است كه انسان مىتواند شناخت خود را محك بزند كه آيا اين شناخت درست است يا نادرست . ولى بسيارى از مسائل ، قابل محك عملى نيست . قبلًا عرض كردم كه تمام علماى عالم ، امروز قبول دارند كه « دور » محال است ؛ يعنى اگر دو امر را در نظر بگيريم كه وجود پيدا كردن يكى از آن دو متوقف بر اين باشد كه اول ديگرى وجود پيدا كند ، چنين امرى محال است ، هيچكدام از اينها وجود پيدا نمىكنند . اگر شما دو نفر را دعوت به همكارى كنيد و آقاى « الف » بگويد اگر اول آقاى « ب » آن چيزى را كه تو مىگويى امضا كند من بعد از او امضا مىكنم و آقاى « ب » هم بگويد اگر اول آقاى « الف » امضا كند بعد من امضا خواهم كرد ، تا ابد اين امضا [ محقق ] نخواهد شد ، چون اولى امضايش را متوقّف بر امضاى دومى كرده و دومى هم امضايش را متوقف بر امضاى اولى كرده است و اين محال است . ما مىگوييم دور محال است ، يعنى دور « ناشدنى » است ، نه اينكه فعلا وجود ندارد و شايد در آينده وجود داشته باشد ، [ بلكه به اين معنا كه ] در گذشته هرگز وجود پيدا نكرده ، امروز هم وجود ندارد و در آينده هم وجود نخواهد داشت و ناشدنى است . امر ناشدنى را مگر مىشود به لابراتوار برد و در مقام عمل تجربه كرد ؟ بسيارى مسائل ديگر وجود دارد كه براى بشر مطرح است و
هامش
( 1 ) . [ دربارهء اين مسئله كه آيا عمل كليد انديشه است يا معيار آن ، استاد در دو جلسهء بعد به تفصيل بحث مىكنند ] .