بررسى تعاريف حقيقت منطق عمل
رسيديم به مسئلهء معيار شناخت و مسئلهء ملاك شناخت . چون در جلسهء پيش مقدارى فشرده صحبت كرديم تا به نتيجه برسيم ولى نرسيديم ، ناچار مقدار كمى از آنچه را كه گفتيم تكرار مىكنيم .
گفتيم كه شناخت بر دو قسم است : شناخت صحيح و حقيقى ، و شناخت غلط و خطا . در اين جهت اجمالا بحثى نيست ؛ هر گروهى را كه در نظر بگيريم ، شناختها را به دو قسم تقسيم مىكند : شناختهاى صحيح و شناختهاى غلط . اينجا دو مسئله مطرح است : يك مسئله اين است كه اصلا معنى صحيح بودن و حقيقت بودن از يك طرف ، و غلط بودن و خطا بودن از طرف ديگر چيست ؟ قدما فقط يك گونه تعريف مىكردند ، مىگفتند : شناخت صحيح يا شناخت حقيقى يعنى شناخت مطابق با واقع ، و شناخت غلط يا خطا يعنى شناخت غير مطابق با واقع . بعضى از علماى جديد به نظرشان رسيد كه طبق اين تعريف ، خيلى از شناختها را نمىتوان فهميد كه آيا صحيح است يا غلط ، حقيقى است يا خطا ؛ گفتند بايد تعريف را عوض كنيم ؛ به جاى اينكه بگوييم شناخت