تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
گفتيم مسئلهء « تعريف شناخت » كه همان ملاك حقيقت است يك مسئله است و مسئلهء « معيار شناخت » مسأله‌اى ديگر . [ سؤال اين است : ] تعريف حقيقت را هرچه دانستيم ، از چه راه به دست بياوريم كه يك شناخت ، راستين است يا راستين نيست ؟ اينجا يك اختلاف نظر بسيار اساسى و اصولى ميان علماى اسلامى از يك طرف و بسيارى از علماى جديد اعمّ از الهى و مادى از جانب ديگر وجود دارد . علماى اسلامى معتقد بودند كه هميشه معيار شناخت از نوع شناخت است ؛ يعنى علم ، معيار علم است . اينجا بود كه علم را تقسيم به علم بديهى و علم نظرى مىكردند و علم بديهى را معيار علم نظرى مىگرفتند . علماى جديد گفتند علم ، معيار و محك علم نيست ، « عمل » معيار و محك علم است ؛ يعنى هر علمى ، هر انديشه‌اى و هر شناختى كه در عمل بشود آن را پياده كرد [ حقيقى و راستين است و اين امر ] معيار حقيقى بودن و راستين بودن آن است ؛ و اگر در عمل پياده نشد به دو شكل فرض مىشود : يك وقت قابل پياده كردن نيست به اين معنا كه نمىشود بشر آن را پياده كند « 1 » ؛ در اين صورت نشناختنى است ؛ و يك وقت قابل پياده كردن نيست به اين معنا كه در عمل ضدّش ثابت مىشود ، در اين صورت باطل است .
هامش
بيشتر است و كمتر نيست ، مثل مسئلهء محتواى شناخت ، مسئلهء انگيزهء شناخت ، متد شناخت ، موضوعات شناخت ، انواع شناخت ( شناخت به اصطلاح استاتيك و شناخت ديناميك ، شناخت جامد و شناخت پويا و متحرك كه امروز مطرح كرده‌اند ) ، ثبات و تغيير شناخت ( آيا شناخت ثابت است يا متغيّر ؟ ) ، تكامل شناخت ، و موقت بودن يا نبودن شناخت . اين مسائل همه مىماند و چون بسيارى از دوستان هم مايل بودند كه اين بحثها به اتمام برسد بلكه همهء اينها ان شاء اللّه به صورت يك بحث كاملى بعداً چاپ شود ، قرار بر اين شد كه در شبهاى شنبه اين بحثها ادامه پيدا كند . بار ديگر به همهء جوانان ، دانشجويان - بخصوص دانشجويان مسلمان‌زاده اعمّ از آنكه الآن افكار اسلامى داشته باشند ( كه چه بهتر ) و يا دچار يك نوع شكها ، شبهه‌ها و يا خداى ناخواسته انحرافها در اين مسائل هستند - اعلام مىكنم كه با كمال صميميّت از آنها در اينجا پذيرايى مىكنم ، يعنى آماده هستم سؤالات آنها را در اينجا گوش كنم . سؤالات و مسائلشان را - و در درجهء اول مسائلى كه فعلا به اين بحث مربوط است - مطرح كنند و سؤالاتى را كه به بحث ما مربوط نمىشود بايگانى مىكنيم و در فرصت مناسب آنها را هم طرح مىكنم . اميدواريم كه با لطف خداى متعال اين مباحث براى همهء ما مفيد واقع شود و سبب روشنى افكار و آشنايى بيشتر با معارف اسلامى گردد . ( 1 ) . مثل اينكه آيا جهان ازلى است ؟ يا نه ، از عمر جهان ميليونها يا ميلياردها سال مىگذرد ولى بالأخره ازلى نيست ؟ براى نهايت جهان و ابدى بودن آن نيز [ نظير اين سؤال را مىتوان مطرح كرد ] . اينها را كه نمىتوان تحت تجربه و آزمايش درآورد ، قابل آزمايش نيست و آنچه قابل آزمايش نيست نشناختى است . اين قبيل مسائل و همچنين مسائل مربوط به الهيات از نظر اين دانشمندان مسائل نشناختنى است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 456 | مرتضى مطهرى