تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
هر فرضيه‌اى كه يك دانشمند ابراز مىدارد اگر در مقام عمل ، خوب جواب داد حقيقت است چون در عمل خوب جواب داده است . زمانى نيوتون « 1 » فرضيه‌اى ابراز داشت به نام فرضيهء « جاذبهء عمومى » . او مكانيسم حركت كرات و همهء اجسام را براساس يك فرمول كه اسم آن « قانون جاذبهء عمومى » است بيان كرد ؛ گفت اجسام به گونه‌اى هستند - و خودش مىگفت حقيقت اين حالت را نمىدانم چيست - كه يكديگر را جذب مىكنند و مقدار اين جذب به جرم و فاصلهء آنها بستگى دارد . تجاربى كه بسيارى به مدت صد سال ، دويست سال مىكردند با اساس قانون جاذبه‌اى كه نيوتون ابراز داشته بود تطبيق مىكرد ، يعنى اين قانون راهنما بود و تمام تجارب ، آن را تأييد مىكرد ؛ پس حقيقت آن بود . بعد دانشمندان ديگرى پيدا شدند و نظريات جامع‌ترى پيدا كردند . نظريهء « نسبيت عامّه » پيدا شد . اين قانون در تجربيّات وسيع‌ترى قابل انطباق بود و قانون نيوتون را [ از عموميّتش ] نقض كرد و به جاى آن نشست . آن حقيقت بود ، اين هم حقيقت است ، چون آن را تجربه‌هاى زمان خودش تأييد مىكرد و اين را تجربه‌هاى زمان خودش بيشتر تأييد مىكند ؛ حقيقت هم جز اين نيست كه تجربه تأييد كند . اگر فردا نظر ديگرى پيدا شود كه باز تجربه‌هاى وسيع‌ترى آن را تأييد كند و آن تجربه‌هاى وسيع‌تر نتواند نسبيّت عامّه را تأييد كند ، آن هم حقيقت است و از اين حقيقت‌تر است . اينها يك سلسله تعريفها در زمينهء شناخت راستين است . چهار تعريف اساسى در اينجا عرض كرديم كه با تعريفى كه علماى قديم مىكردند - كه حقيقت يعنى انديشهء مطابق با واقع و نفس الامر - در مجموع پنج تعريف عجالتا براى حقيقت به دست آورديم . حال كداميك از اين تعريفها درست است و كداميك غلط ؟ اجازه بدهيد كه ما بحث دوم خودمان را هم مطرح كنيم ، بعد اگر فرصتى بود آن را هم برايتان طرح مىكنيم « 2 » .
هامش
( 1 ) .Newton. ( 2 ) . امشب آخر آن هشت شبى است كه بنا بود در اينجا صحبت كنم ، و خيال مىكردم كه شايد بتوانم در هشت شب همهء مسائل بحث شناخت را بيان كنم ولى بعد ديدم دامنهء بحث گسترده‌تر است . ما تا اين جلسه ، هشت مبحث از مباحث شناخت را گفتيم كه بعضى را به اختصار بيان كرديم : تعريف شناخت ، ارزش و اهميت شناخت ، امكان شناخت ، منابع شناخت ، ابزار شناخت ، مراحل شناخت ، و مسئلهء ملاك و معيار شناخت كه در اين جلسه عنوان كرديم . به اندازهء همين مقدار هنوز مسئله داريم كه بعضى از اين مسائل لااقل از بعضى مسائل گذشته اهميتش