تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
كرده است . جزء اصول معارف قرآن راجع به شناخت ، مسألهء كوشش كردن براى بىطرف ماندن و خوب قضاوت كردن است :
« أَ فَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً »
« 1 » كه در مورد كسى است كه عمل بدش در نظر خودش خوب جلوه مىكند . در آيهء ديگرى مىفرمايد :
« قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً »
« 2 » بگو آيا من به شما خبر دهم كه بدترين و زيانكارترين مردم چه كسانى هستند ؟ آنهايى كه تمام مساعىشان در زندگى دنياست و فكر مىكنند كار خوب مىكنند در حالى كه تمام تلاشهاشان بيهوده و بىنتيجه است .
« يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً »
خودشان خيال مىكنند كه دارند خوب عمل مىكنند در صورتى كه در واقع بد عمل مىكنند . در اين زمينه قرآن مجيد آيه‌هاى زيادى دارد . داستانى دارم از هم مباحثهء بسيار بسيار گرامى و عزيزم آيت اللّه منتظرى - خداوند متعال او را نجات بدهد « 3 » ( آمين حضّار ) - كه حدود دوازده سال با ايشان هم مباحثه بودم . در ايام طلبگى ، گاهى به اصفهان و از اصفهان به نجف آباد مىرفتيم . هردومان طلبه بوديم و نزديك بود كه سطوح را به اتمام برسانيم . مردى بود كه در دانشكدهء حقوق درس خوانده بود و آدم عجيب و غريبى بود ، خودش هم مىگفت من دين و مذهب حسابى ندارم . يك وقت اين شخص به هم مباحثهء عزيز ما گفته بود : فلانى ! پيغمبر خيلى كلمات بزرگى دارد ! من اخيرا دارم مطالعه مىكنم ، حيرت كرده‌ام ، عجيب سخنان پيامبر بزرگ است . ايشان به او گفته بود البته كه بزرگ است ؛ و آن شخص گفته بود : ولى شما حق ندارى اين سخن را بگويى . چرا حق ندارم ؟ براى اينكه تو قبلًا به پيغمبر علاقه داشته‌اى ، ولى من كه به پيغمبر علاقه ندارم و بىطرف هستم از تو بهتر مىفهمم . من به اصل مطلب كارى ندارم ولى اين حرف ، حرف درستى است . اگر انسان تعصب نداشته باشد [ بهتر مىتواند قضاوت كند . ] تعصب ، يكطرفه نيست ، تعصب مثبت و منفى هر دو تعصب است . بعضى خيال مىكنند تعصب دينى است [ كه بد است ، ] نمىدانند كه تعصب لادينى از تعصب دينى بدتر است . ما متعصّبهايى در
هامش
( 1 ) . فاطر / 8 . ( 2 ) . كهف / 103 و 104 . ( 3 ) . [ خواننده محترم توجه دارد كه اين درسها قبل از پيروزى انقلاب اسلامى و در سال 56 ايراد شده است . ]
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 420 | مرتضى مطهرى