تشبيه از يك نظر تشبيه ضعيفى است كه توضيح خواهم داد .
تشبيه ذهن به آينه
اينجا مطلبى را - اگرچه يك تشبيه « 1 » است - عرض مىكنم : يكى از تشبيههاى قديمى معمول اين است كه ذهن انسان را تشبيه به آينه كردهاند ( در مثل مناقشه نيست ، تشبيه عرض مىكنم ) . مىدانيد قديميها چنين مىانديشيدند كه آينه خاصيتش اين است كه صورتها را در خودش منطبع مىكند ، يعنى وقتى ما در مقابل آينه مىايستيم صورت ما درون آينه مىافتد ، ولى امروز ثابت شده كه صورتى داخل آينه نمىافتد ، خاصيت آينه فقط منعكس كردن نور است ؛ شعاع نورى كه از بدن ما منعكس مىشود ، به آينه مىتابد و از آينه برمىگردد . بنابر اين تصويرى كه ما از خودمان در آينه مىبينيم [ به اين صورت حاصل مىشود كه نور ] از خودمان در آينه مىتابد و از آينه منعكس مىشود و ما خودمان را مىبينيم ولى خيال مىكنيم خودمان داخل آينه افتادهايم . پس اين تشبيه بر اساس اين فرض است كه صورتها در آينه مىافتد .
مير سيّد شريف جرجانى كتابى دارد به نام كبرى كه از مقدماتىترين كتابهاى منطق است و با اين جمله شروع مىشود : « بدان كه آدمى را قوّهاى است درّاكه كه منقّش گردد در وى صور اشياء چنان كه « 2 » در آينه » . مىگويد : ذهن به منزلهء يك آينه است و صورت اشياء در قواى ادراكى ما منعكس مىشود .
تا اينجا يك تشبيه بيشتر نيست ، ولى وجه شبههاى خاصى هم ميان آينه و ذهن انسان وجود دارد :
آينه هرچه صافتر و بىرنگتر باشد واقع نماتر است . اگر آينه رنگ داشته باشد صورتها را به رنگ خود نشان مىدهد . مثلًا اگر شيشهاى كه نور را منعكس مىكند به رنگ سبز باشد صورت را هم به رنگ سبز نشان مىدهد ، ولى اگر آينه بىرنگ باشد
هامش
( 1 ) . گاهى تشبيهها و تمثيلها حقايق بسيار بزرگى را بيان مىكنند كه اگر اين تشبيهها و تمثيلها نباشد نمىشود آن حقايق را به خوبى بيان كرد .
( 2 ) . [ در عبارت اصلى « چنانچه » است . ]