تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
تعميم يك قاعدهء علمى . مثالى كه قبلًاً عرض كردم ، از اين واضح‌تر و روشن‌تر است . ممكن است شما بپرسيد كه اين استنباطى كه ما از وجود ناپلئون داريم چگونه است ؟ استنباطى كه از وجودها و آثار تاريخى داريم به چه شكلى است ؟ وقتى علما مىگويند سابقهء ايران به پنج هزار سال پيش مىرسد ، از كجا مىگويند ؟ اينها از روى آثار و نشانه‌ها و از روى علائم و آيه‌ها مىگويند . مسألهء شخصيتهاى تاريخى مستند به نقل است ، مستند به كتاب و قرائن است . اين قاعده و ضابطه‌اى كه بوعلى و امثال او مىگويند اين است : انسان براى طبيعت يك جريان قائل است ، مىداند كه طبيعت در آن واحد جريانهاى متضاد ندارد يعنى در شرايط واحد و متساوى ، يكسان عمل مىكند . طبيعت از خودش يك جريان درست دارد و يك جريانهاى انحرافى . جريانهاى انحرافى در طبيعت رخ مىدهد ولى به صورت اقليت نه به صورت اكثريت و دائم . اگرچه برهان اين مطلب برهان فلسفى است ولى اذهان با فطرت سادهء خودشان اين را قبول مىكنند ، چطور ؟ راست گفتن و دروغ گفتن انسان را در نظر بگيريد . آيا طبيعت و فطرت اوّلى بشر ، راست گفتن است و دروغ گفتن به علت يك عامل انحرافى است ؟ يا نه ، طبيعت اولى بشر ، دروغ گفتن است و راست گفتن در اثر يك عامل بيرونى انحرافى است كه طبيعت را از مسير خودش منحرف مىكند ؟ اگر طبيعت بشر به قول طلبه‌ها لو خلّى و طبعه باشد - عوامل بيرونى اثرى نبخشد - انسان آنچه را كه ديده و شنيده به همان شكل بازگو مىكند . مانعى ندارد كه فردى در جايى دروغ بگويد ، نه يك نفر بلكه صد نفر بيايند و بر سر قضيه‌اى شهادت دروغ بدهند ، ولى امكان ندارد كه طبيعت بشر از هزار سال پيش پيوسته دروغ بگويد ، و يا در يك نسل بدون آنكه عامل خاصى در كار باشد يك دفعه مردم تواطؤ كنند كه وقتى از خانه خارج مىشوند شروع به دروغ گفتن كنند . نه ، اينطور نمىشود . شناخت فطرىاى كه ذهن انسان از طبيعت بىجان و طبيعت جاندار و خصوصا انسان دارد ، به او اجازه نمىدهد [ كه بپذيرد ] تمام انسانهاى آسيايى و اروپايى شب بخوابند ، صبح بلند شوند ، تصميم بگيرند دروغى جعل كنند و بگويند مردى به نام ناپلئون در فرانسه بود ، قيام كرد ، اينچنين لشكركشى كرد ، كجا را فتح كرد ، در كجا شكست خورد ، به كجا تبعيد شد و در چه سالى مرد .