يادداشتهاى مقالهء توحيد
1 . فرقى كه بعد پنجم ما با ساير ابعاد دارد يكى در اين است كه شعاع وجود از اين بعد به ساير ابعاد كشيده شده يعنى علّت و مقوّم ساير ابعاد است و نسبت او با ساير ابعاد نسبت علّت با معلول است . در حقيقت ما در تحليل واقعى و عقلانى علّت و معلول به آنجا رسيدهايم كه علّت ايجابى بعدى از ابعاد معلول و باطن اوست .
فرق ديگر اينكه : آنچه اصطلاحا « بعد » ناميده مىشود وجودى است مخلوط و آميخته به عدم . حقيقت « بعد » كشش و امتداد است . در كشش و امتداد دو مفهوم خوابيده است : يكى سريان و نفوذ شعاع وجود ، و ديگر افتقار و افتراق و جدايى مراتب از يكديگر . ولى در اين چيزى كه ما از آن به « بعد پنجم » تعبير كرديم خاصيّت اول يعنى سريان و نفوذ شعاع وجود هست امّا بدون آميختگى به عدم و افتراق و به همين جهت معيّت دارد با همهء مراتب ، در هر چيزى از خودش به خودش نزديكتر است و لهذا منشأ اين قاعده است : « بسيط الحقيقة كل الاشياء » .
فرق ديگر اينكه : چهار بعد ديگر عين اشياء هستند ولى به هيچ وجه خارج نيستند ؛ مثلًا دربارهء زمان مىتوان گفت : « داخل فى الاشياء لا بالممازجة » امّا نمىتوان گفت : « خارج عن الاشياء لا بالمباينة » ولى دربارهء بعد ماوراء الطبيعى ، هم مىتوان گفت :