مستقيم بر مدعاى آنها نيست « 1 » . پس عمده اين است كه ادلّهء نظريهء ماهوى ذكر شود و سپس اشكالاتى كه سبب شده برخى به نظريهء اضافه و برخى به نظريهء اشباح پناه ببرند يادآورى گردد .
ادلّهاى كه به عنوان اثبات نظريهء ماهوى ذكر شده هر چند با هم متفاوت مىباشند و برخى از آنها صرفاً نفى نظريهء اضافه را نتيجه مىدهد نه اصل مدعا را ، ولى از آنجا كه منظور همهء اقامه كنندگان آن دلائل اثبات اصل مدعا بوده - چيزى كه هست برخى از آنها توجّه نداشتهاند كه اين دلائل ممكن است از لحاظ نفى نظريهء اشباح منتج نباشد ، مانند همهء كسانى كه بين نظريهء حكما و نظريهء اشباح تفاوت فرض نكردهاند ، و برخى ديگر همان دلائل را براى نفى نظريهء اشباح نيز كافى دانستهاند مانند صدرالمتألهين در اسفار ، ج 1 / ص 78 و صاحب شوارق در جلد اول شوارق ، ص 52 و حاجى سبزوارى در شرح منظومه ، باب « وجود ذهنى » - از اينرو ما همهء آن دلائل را به عنوان اثبات نظريهء ماهوى ذكر مىكنيم و سپس به نقد آنها مىپردازيم و هر كدام را كه تمام دانستيم انتخاب مىكنيم .
هامش
( 1 ) . رجوع شود به اصول فلسفه ، ج 1 ، مقالهء چهارم .