اصفهانى در مطارح الانطار و همچنين شارح حكمة العين ابن مباركشاه معروف به ميرك بخارى در شرح حكمة العين « 1 » و قطب الدين شيرازى در درّة التاج « 2 » و شارح مقاصد « 3 » اين نظر را انتخاب كرده و ادعا كردهاند كه نظر فلاسفه با همين عقيده منطبق است . مطابق قول صاحب شوارق همهء قدما تابع نظر اشباح بودهاند .
اصول اقوال دربارهء حقيقت علم
اصول اقوال در حقيقت علم و ادراك سه قول بيش نيست گو اينكه طرفداران هر يك از اينها از جنبههاى ديگر با هم اختلاف كردهاند ، مثل اينكه طرفداران نظر ماهوى در اين جهت كه ادراك از چه مقولهاى است اختلاف نظر پيدا كردهاند ، برخى علم را از مقولهء كيف ( قدماى فلاسفه ) و برخى از مقولهء معلوم ( محقق دوانى ) و برخى از مقولهء معلوم با قيد اينكه به مقولهء كيف منقلب مىگردد و برخى خارج از مقولات ( صدرالمتألهين ) دانستهاند ؛ و همچنين طرفداران نظر اضافه چند دسته شدهاند كه دو دستهء آنها ذكر شد . طرفداران نظر اشباح نيز از اين نظر كه محل آن اشباح كجاست ، آيا نفس مجرد است يا قسمتى از اعصاب مغز و دماغ است و يا محل ادراك صور حسّى ، اعصاب و محل ادراك صور عقليه ، نفس ناطقه است اختلاف نظر پيدا كردهاند .
حقيقت اين است كه نظر اضافه و نظر اشباح هيچكدام متّكى به دليل خاصّى نيست بلكه آنجا كه اشكالات صعب الانحلال نظر ماهوى مطرح بوده و برخى از اهل نظر خود را قادر به حل آنها نمىديدهاند ، به عنوان راه فرار ، يكى از آن دو راه را انتخاب كردهاند و گرنه هيچ دليلى مستقيماً بر اينكه علم و ادراك صرفاً اضافهاى است بين شخص و شئ ادراك شده و يا آنكه شبح و تصويرى است كه در دماغ يا نفس پيدا مىشود اقامه نشده و چنين به نظر مىرسد كه امكان ندارد چنين برهانى اقامه شود . حتّى آنچه در علم امروز طرفداران نظريهء مادى بودن علم و ادراك ذكر كردهاند دليل
هامش
( 1 ) . شرح حكمة العين ، ص 91 .
( 2 ) . درّة التاج ، جزء سوم از بخش نخست ، ص 82 .
( 3 ) . شرح مقاصد ، ج 1 / ص 224 .