تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
نقل خواجه در تلخيص المحصّل « 1 » اولين كسى كه اين نظر را ابراز داشت ابو الحسن بصرى اشعرى معروف است . طرفداران اين نظر دو دسته‌اند ؛ برخى قائل به وجود صورتى از مدرك در نفس هستند ولى به دلائلى كه متعرض شده‌اند علم خود آن صورت نيست بلكه علم اضافه‌اى است بين شخص و آن صورت ؛ اما برخى ديگر منكر وجود صورت شده و علم را بيش از اضافه‌اى بين شخص ادراك كننده و شئ ادراك شده ندانسته‌اند .

نظر فخر رازى

فخر رازى در مباحث المشرقيه قول اول و در المحصّل قول دوم را اختيار مىكند و در الملخّص مىگويد كه علم اضافه است خواه آنكه صورتى در نفس موجود باشد يا نباشد . قول به اضافه بر خلاف آنچه معروف شده از مخترعات فخر رازى نيست ، قبل از او وجود داشته است ؛ و هم اينكه معروف است كه « وى منكر وجود ذهنى است » « 2 » به طور مطلق صحيح نيست . فخر رازى در مباحث المشرقيه كه مهم‌ترين كتاب وى است صريحاً به وجود صورت ذهنيه اعتراف مىكند ، چيزى كه هست مدعى است كه خود آن صورت علم و ادراك نيست ، علم و ادراك عبارت است از اضافهء بين شخص و آن صورت « 3 » . 3 . نظر اشباح . مطابق اين نظر علم و ادراك عبارت است از صورت و مثالى از شئ ادراك شده در نفس ادراك كننده يا در برخى از جهازات عصبى وى ، نظير سايهء شخص بر ديوار و تصوير بر كاغذ و نقش در آيينه . رابطه‌اى كه بين اين صورت و مثال با شئ ادراك شده هست فقط شباهت است ، رابطهء ماهوى نيست . قاضى بيضاوى « 4 » در طوالع الانوار و شارح كلام وى ابو الفتح شمس الدين بن محمود بن عبد الرحمن
هامش
( 1 ) . ذيل « محصل افكار المتقدمين » ، ص 69 . ( 2 ) . حاجى در شرح منظومه و صدرالمتألهين در باب « وجود ذهنى » اسفار . ( 3 ) . مباحث المشرقيه ، ص 331 . ( 4 ) . مطارح الانظار فى شرح طوالع الانوار ، ص 93 و 95 و 96 .