تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤

حقيقت علم چيست ؟ علم از اقسام وجود است

يك مسأله هم اين است كه اساساً حقيقت علم و آگاهى چيست ؟ چگونه است كه يك شئ خودآگاه است و خود را مىيابد و چگونه است كه به غير خودآگاه مىگردد و او برايش منكشف و مشهود مىشود ؟ اين مسأله قهراً دو قسمت پيدا مىكند : يكى آگاهى شئ خودآگاه به ذات خود ؛ دوم آگاهى شئ به غير خود . مسألهء وجود ذهنى قسمت دوم اين مسأله است . آنچه مسلّم است و مىتواند پايهء تجزيه و تحليل و استنتاج‌هاى فلسفى قرار بگيرد اين است كه ما از خود و هم از يك سلسله اشياء بيرونى آگاهيم . همين جهت تدريجا ما را به نحوهء وجود عقلى اشياء و رابطهء آگاهى با شئ خارجى كه ارتباطى با ذهن دارد مىتواند رهبرى كند . جوابى كه حكما به قسمت دوم داده‌اند اين است كه رابطهء عميق و مخصوصى كه بين « ادراك » و « شئ ادراك شده » هست رابطهء ماهوى است و علم عبارت است از حضور ماهيت معلوم در نزد عالم .

ارزش و اعتبار علم

حكما و فلاسفهء جديد اروپا كه تحقيقات و بحثهاى ارزنده‌اى دربارهء علم و معلوم كرده‌اند فصل مفيدى به نام « ارزش و اعتبار علم » عنوان كرده‌اند . در اين فصل دربارهء اين مطلب بحث شده كه محصولات انديشهء بشرى از محسوسات و معقولات چه اندازه با واقع مطابقت دارد و چقدر محتوى حقيقت است . چنان كه واضح است اين نيز نوعى گفتگو دربارهء رابطهء علم با معلوم يا ادراك و شئ ادراك شده است .

تنها راه به سوى رئاليسم

حكماى اسلامى هر چند تحت عنوان « ارزش و اعتبار علم » بحثى نكرده‌اند اما