وجود ذهنى
يكى از مسائل مربوط به « علم و معلوم » كه شايسته است سرآمد و مهمترين آنها به شمار آيد مسألهاى است كه در فلسفهء اسلامى به نام « وجود ذهنى » معروف شده است . اين مسأله مربوط است به حقيقت علم و ادراك و اينكه اين حالت نفسانى كه نام آن را « علم » و « ادراك » گذاشتهايم وجودش چه نوع وجودى است و رابطهء عميق و مخصوص وى با شئ خارجى كه آن را « معلوم » و « ادراك شده » مىناميم چيست ؟
در ميان حالات نفسانى زيادى كه در ما هست از قبيل ميل و اراده و لذت و الم و ترس و جرأت ، حالت خاصى هست به نام « علم » يا « آگاهى » يا « دريافت » ( ادراك ) . ما به موجب اين حالت به وجود خودمان و هم به وجود يك سلسله امور ديگر كه از وجود ما بيرونند آگاهيم . در اينجا مسائل زيادى ممكن است طرح شود از قبيل اينكه اين آگاهيها و دريافتها چند نوع است ؟ و يا اينكه رابطهء اين حالت با شخص ادراك كننده چه رابطهاى است ؟ و يا اينكه علت آگاهى ما به خود ما و علت آگاهى ما به اشياء بيرون از وجود ما چيست ؟