تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
پيدا مىشود و بعد كه تن به وجود آمد با تن درمىآميزد ؛ و ارسطو و ابن سينا گفتند كه روح و جسم با هم و همراه هم به وجود مىآيند و آفريده مىشوند . در دنياى اروپا دكارت خيلى فكر ثنوى دارد ؛ يعنى ديوارى كشيده بين تن و روان و آنها را مستقل از يكديگر مىداند ، مثل شعراى ما كه در شعر و نثر چنين گفته‌اند مانند كبوتر و قفس كه دو چيز هستند ، كبوتر در قفس زندانى است . ولى در فلسفهء ملا صدرا اين مسأله به شكلى ديگر حل شده است كه شكل نهايى آن است كه : چون حركت ، تكاملى و جوهرى است و اصالت هم از وجود است و ماهيت چيزى نيست ، [ پس ] بدن در سير تكاملى خود تبديل به روح مىشود ، نه اينكه تصور كنيم روح چيزى ديگر است و موقع تولّد روح را در جسم فرو مىبرند ، و يا در وقت موت روح از بدن خروج مىكند . ملا صدرا مىگويد طبيعت و ماوراء طبيعت تضاد ندارند بلكه آنها مثل دو مرتبه از يك وجود هستند ، مرتبهء اول ناقص‌تر و در مرتبهء بعدى كامل‌تر . مىگويد همين من ، اين من تو روزى گندم بوده حالا شده من ، ولى حالا يك جوهرى است ، خيال نكن كه از بين مىرود ، اين مادهء متغيّر ناپايدار تبديل به وجود ثابت پايدار مىشود ، پس نه دوگانگى و نه يگانگى . ملا صدرا مىگويد : وقتى در آيات قرآن تدبّر و تفكر مىكردم و برخوردم به اين آيات :
« وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ ، ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ ، ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ »
« 1 » ، گويى برايم الهامى پيدا شد ، ديدم تعبير قرآن اين است كه : « همين » را چيز ديگر كرديم ، نمىگويد از جاى ديگر آورديم ، بلكه مىگويد همين را چيز ديگر كرديم ؛ پس يك چيز است ، در حركات خودش از دنياى سه بعدى و چهار بعدى حركت مىكند به دنياى بىبعدى مىرسد ، يعنى دنيايى كه نه طول دارد و نه عرض دارد و نه عمق دارد و نه زمان دارد . ملا صدرا مىگويد اينقدر جدايى نيست ، چرا ثنوى فكر مىكنيد ؟ اين مطلب را به اين تعبير گفت كه روح مانند يك جسم حادث مىشود و مانند يك روح باقى مىماند . و باز مسائل ديگرى كه استنتاج كرده است زياد است .
هامش
( 1 ) . مؤمنون / 12 - 14 .