1 . تقرر ماهوى
2 . مرحلهء امكان
3 . مرحلهء احتياج
4 . مرحلهء ايجاب علت ؛ يعنى علت اقتضا دارد وجوب معلول را .
5 . مرحلهء وجوب معلول
6 . مرحلهء ايجاد ، يعنى انتساب شئ به علت
7 . مرحلهء وجود ، يعنى انتساب شئ به وجود در ظرف خارج يك چيزند .
8 . مرحلهء حدوث كه همان وجود است ، منتها پس از وجود « حدوث » نام مىگيرد .
در اين مراتب عقلى ، بعد از تقرر ماهيّت ، امكان است . امكان چند مرحله قبل از وجود است اما اين سبقت ، زمانى نيست ، ذاتى است .
هر ممكن الوجودى به دليل اينكه وجودش مسبوق به امكان ذاتى است و امكان عبارت است از عدم - زيرا امكان عبارت است از عدم الاقتضاء - پس وجود هر شيئى مسبوق است به عدم الاقتضاء ماهيت شىء ، پس هر ممكن الوجودى حادث است ذاتا ، زيرا اين نوع مسبوقيت وجود ، به عدم ذاتى است .
حكما در جواب متكلمان مىگويند : اجماع داريم بر حدوث عالم ، ولى اينكه شما حدوث را انحصارا به حدوث زمانى تعبير مىكنيد نادرست است . اجماع ملّيين بر آن است كه جهان حادث است نه اينكه حادث زمانى است .
در واقع حكما براى حدوث ، مصاديق ديگرى يافتهاند كه از جملهء آن « حدوث ذاتى » است . مير داماد گويد : آنچه را كه حكما آن را « حدوث ذاتى » ناميدهاند كشف مصداق جديد نيست ، بلكه اصطلاح جديد است .
اينكه وجود مسبوق باشد به عدم الاقتضاء ( به امكان ) غير از آن است كه مسبوق به عدم خودش باشد .
بايد سابق ( عدم ) و مسبوق ( وجود ) مربوط به يك چيز باشند : وجود زيد مسبوق به عدم زيد باشد .
اما اينجا مسبوق به عدم الاقتضاء است ، به امكان ذاتى است ، نه اينكه مسبوق به عدم هذا الشئ باشد ، در حالى كه حدوث چيزى يعنى مسبوق به عدم خودش .
مير داماد ثابت كرده مسبوقيت وجود اشياء را به نوعى عدم خود آن اشياء كه عدم زمانى نيست ولى واقعاً عدم اين شئ است اما نه عدم اين شئ زمانا ، بلكه دهراً .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 244
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٤٤