مقدمات : وجود داراى دو رشته است : رشتهء طولى و رشتهء عرضى .
رشتهء عرضى : سلسلهاى كه موجودات در عرض هماند ، همين موجودات زمانى . مثلًا زيد مسبوق به وجود پدرش است ، پدرش به پدرش . . . اين يك سلسله است . اين موجودات از نظر مرتبهء وجودى در عرض هماند يعنى انسانهاى امروز حيوان ناطقاند ، در گذشته هم حيوان ناطق بودهاند .
رشتهء طولى مرتبهء علل واقعى است . زيد اگرچه به حسب ظاهر معلول پدرش است ولى در واقع مسبوق است به « عقل فعّال » . عقل فعال هم معلول عقل نهم است تا برسد به ذات خدا . اين سلسله را « سلسلهء طولى » گويند . اين موجودات هر كدام كاملتر از ديگرى است .
عدم چيست ؟ مگر عدم چيزى است كه در زمان قرار گرفته باشد ؟ به راستى عدم چيزى نيست . ولى عدمى كه در باب حدوث زمانى مىگوييم ، يك معنى اعتبارى است . زمانهاى قبل را همه وجود پر كرده . وجود زيد كه پنجاه سال به اين طرف است در مرتبهء وجود سعدى در هفتصد سال پيش نيست . ما وجود زيد را از آن زمان ( هفتصد سال پيش ) نفى مىكنيم و به عدم متصف مىنماييم ، ولى واقعاً وجودهاى پيشين عدم وجود زيد در ذهن ما هستند ؟ اينكه زيد در مراتب وجودهاى پيشين نيست ، اين طور اعتبار مىشود كه « عدم زيد » هست . بدين گونه ، عدم زمانى و حدوث زمانى را اعتبار مىكنيم .
فيلسوف يك سلسلهء طوليه هم كشف كرده ؛ همانطور كه سعدى عدم زيد است ، مرتبهء وجود عقل فعال هم عدم زيد هست . نوعى سبقت واقعى از عدم زيد بر وجود او در سلسلهء طوليه هم هست و چون ظرف وجود سلسلهء طوليه را « دهر » گويند ، به همين جهت اين گونه حدوث را « حدوث دهرى » هم مىگويند .
و « مسبوقيت وجود شئ به عدم خودش » كه تعريف « حدوث » است در اينجا مصداق دارد يعنى وجود زيد در ظرف وجود عقل فعال نيست ، بنابر اين حادث است ، منتها حادث دهرى .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 245
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٤٥