تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
دليل ( مقدمات و ترتب آنها ) ، نتيجه را در بطن خودش دارد يعنى عقل حكم مىكند كه نمىتواند غير از اين باشد . 2 . هگل مىگويد فلاسفه در امور جزئى هم اشتباه مىكنند كه خيال مىكنند عليت مىتواند آن امور را توضيح دهد ؛ آن توضيح ، كاذب است . وقتى از شما مىپرسند كه « چرا آب يخ بسته است ؟ » اشتباه است اگر جواب دهيد كه « چون درجهء حرارت زير صفر است » . اگر كسى بپرسد چرا اگر درجه حرارت زير صفر باشد آب بايد يخ ببندد ؟ چرا بر خلاف اين نيست ؟ و اگر بر خلاف بود چطور مىشد ؟ آيا اگر اينجور مىشد تناقضى در جهان بود ؟ اگر زير صفر مىبرديم و تبديل به بخار مىشد چه ايرادى داشت ؟ براى عقل هيچ فرقى نمىكرد منتها چون ما اينطور تجربه كرده‌ايم مىگوييم اينطور هست . اما « اينطور هست » غير از اين است كه اينطور بايد باشد . عليت را ما از راه تجربه به دست آورده‌ايم . چون ديده‌ايم « الف » علت است از براى وجود « ب » و « ب » علت است از براى وجود « ج » ، چون هميشه اينطور ديده‌ايم اينطور قضاوت مىكنيم . عكسش هم اگر مىبود طورى نمىشد و عقلا محال نبود كه بر خلاف آن باشد . پس اين هم اشتباه است كه خيال كرده‌ايم علم و تجربه مىتواند جهان را توضيح دهد . نه ، آن هم نتوانسته توضيح دهد و فقط آنچه را كه وجود داشته بيان كرده است بدون اينكه نشان دهد چرا بايد چنين باشد و چرا منطقا غير از اين نمىتواند باشد . از نظر هگل توضيح آنجاست كه ضرورت منطقى در كار بيايد و نتيجه در بطن دليل مستقر باشد و از تحليل دليل به نتيجه برسيم . آنجا كه مىگوييم زاويه « الف » با « ب » و زاويه « ب » با زاويه « ج » مساوى است و بالنتيجه زاويه « الف » با « ج » مساوى است ، نه از آن روست كه ابتدا زاويه « الف » و بعد زاويه « ب » را اندازه‌گيرى كرده و ديده‌ايم كه زاويه « الف » با زاويه « ب » برابر است و بعد زاويه « ج » را اندازه‌گيرى كرده و در مقايسه با زواياى « الف » و « ب » ديده‌ايم كه با هم برابرند و آنگاه گفته‌ايم پس « الف » با « ج » برابر است ؛ نه ، مطلب اين است كه اگر زاويه « الف » با زاويه « ب » برابر باشد و زاويه « ب » با زاويه « ج » برابر باشد منطقا بايد زاويه « الف » با زاويه « ج » برابر باشد نه اينكه چون ديده‌ايم كه هست مىگوييم هست ، بلكه منطقا بايد اينطور باشد . هگل ادعا كرد فلسفه‌هايى كه تاكنون در جهان بوده فلسفه نبوده چون تكيه همه آنها بر اصل عليت است در حالى كه تكيه بر عليت كار علم است ، علم است كه يك توجيه