تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
يك نوع تناسل خودرو بر عالم حكمفرماست » « 1 » . اين تصور كه « عالم ، خود ، خود را مىآفريند » از يك سو از عدم تعمق كافى در حقيقت حركت و رابطه‌اى كه مراتب حركت با يكديگر مىتوانند داشته باشند و از سوى ديگر از عدم تعمق كافى در رابطه معلول با علت خود پيدا شده است . اين ، حالت مداوم جهان است و جهان دائماً در حال حادث شدن است نه اينكه در يك زمان در گذشته حادث شده باشد . به قول مولوى « 2 » :
هر زمان نو مىشود دنيا و ما * بىخبر از نو شدن اندر بقا

علت « رسيدن » نه علت « رساندن »

هر حقيقت حادث يك حقيقت وابسته است و گذشته‌اش نمىتواند علت حاضرش باشد چون هميشه گذشته‌اش معدوم است . يك حقيقت حادث به دليل حدوثش وابسته به يك علت ماورائى است ، خودش نمىتواند خودش را توجيه كند و خودش نمىتواند علت خودش باشد ، البته گذشته‌اش مىتواند علت فيزيكى و نه فلسفى آن باشد و به عبارت ديگر مىتواند شرط و مجرا براى حال باشد و حال مىتواند شرط و مجرا و معبر براى آينده باشد مانند هر راهى كه قسمت اول آن راه شرط رسيدن به قسمت دوم آن است نه علت رساندن به قسمت دوم آن . براى رفتن به بازار ، آن گام پانصدم ما كه در جلوى بازار است امكان ندارد وجود يابد مگر اينكه گامهاى قبلى وجود پيدا كرده باشند ، و به قسمتهاى آخر محال است برسيم مگر اينكه قسمتهاى وسط را طى كرده باشيم ؛ و اين نه به آن معناست كه قسمتهاى وسط راه هستند كه ما را به مقصد مىرسانند ، اينها معبر ما و شرايط رسيدن ما به آن نقطه است .
هامش
( 1 ) . كارل ماركس در كتاب آثار فلسفى خود عبارتى قريب به همين مضمون دارد كه در اينجا به نقل از كتاب ماركس و ماركسيسم ( صفحه 238 ) آورده مىشود : « به وسيله ژئوگنوزى يعنى وسيله علمى كه تشكيل زمين و تكوين آن را همچون يك پديده تناسل خود به خود شرح مىدهد ، ضربه محكمى بر ( مفهوم ) خلقت ( الهى ) وارد آمد . نظريه تناسل خود به خود ، تنها طريقه رد عملى نظريه خلفت است . » ( 2 ) . ديد مولوى در اين شعر يك ديد عرفانى است و برداشت و تفسير او با برداشت و تفسير ما كه فلسفى است از يك نظر متفاوت است ، هر چند هر دو به نتيجه واحد مىرسد .