تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
مىشود و به وجود مىآيد و آنكه الان وجود دارد در گذشته وجود نداشته است . من در گذشته وجود نداشته‌ام ، بلكه ماده‌اى كه الآن به من تعلق دارد وجود داشته است . ماده و زمينه وقتى آماده شد صورتى پيدا مىشود ، اين صورت مدتى باقى مىماند تا اينكه به عللى معدوم شده و صورت ديگرى جاى آن را بگيرد . صورتها در « آن » حادث مىشوند و در « آن » معدوم مىگردند ولى در زمان باقى مىمانند ؛ يعنى فاصله « آن » حدوث و « آن » فنا را ثبات و بقا پر مىكند . عليهذا بر جهان ارسطو ، هم ثبات حاكم است و هم تغيير دفعى ( كون و فساد ) و هم تغيير تدريجى ( قوه و فعل ) . چنان كه مىدانيم ارسطو و ارسطوئيان ، اشياء را به نحو خاصى دسته‌بندى كرده‌اند و مجموعا اشياء را تحت ده جنس اصلى كه آنها را « مقوله » ناميده‌اند داخل دانسته‌اند ، به اين ترتيب : مقوله جوهر ، كيف ، كم ، أين ، متى ، اضافه ، فعل ، انفعال ، جده يا ملك ، وضع . ارسطو نظريه كون و فساد و قوه و فعل را به جوهر اشياء و همچنين به اعراض اشياء تعميم داد . به عقيده ارسطوئيان در همه مقولات تغيير صورت مىگيرد ، در برخى تدريجى و در برخى دفعى . تغيير تدريجى ( حركت ) تنها در چهار مقوله امكان دارد : كم ، كيف ، أين ، وضع ، و در ساير مقولات امكان ندارد . تغيير ساير مقولات دفعى است . عليهذا بر همه مقولات ، اعم از آنكه تغيير تدريجى مىيابد يا تغيير دفعى ، ثبات نسبى حكمفرماست ، زيرا مقولاتى كه در آنها حركت هست ، آن حركتها دائم نيست ، گاه هست و گاه نيست ، از اين رو ثبات نسبى بر آنها حكمفرماست ؛ و مقولاتى هم كه تغييرات آنها دفعى است ، نظر به اينكه آن تغييرات در « آن » واقع مىشود ، يعنى صورتها در « آن » حادث مىشوند و در « آن » نابود مىگردند و در فاصله دو « آن » كه قهراً « زمان » خواهد بود ثابت و باقى هستند ، پس بر اين مقولات نيز تغيير نسبى و ثبات نسبى حكمفرماست . پس جهان ارسطو جهانى است كه در آن ثبات بيش از تغيير به چشم مىخورد . نظريه چهارم : نظريه ملا صدرا . اين نظريه به صورت يك اصل فلسفى مبرهن تنها در فلسفه اسلامى پيدا شد و آن نظريهء « حركت جوهريه » بود كه صدر المتألهين ارائه داد . او گفت كه كون و فسادى در عالم نيست و هرچه هست حركت است . ارسطو گفته بود كه در جوهر اشياء كون و فساد است نه حركت ، بر جوهر اشياء تغييرات آنى و
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 188 | مرتضى مطهرى