بحث حركت
در مورد حركت به طور كلى در تاريخ فكر بشر و در تاريخ فلسفه و تجزيه و تحليلهاى مهم و قابل توجه ، چهار نظريه مختلف وجود دارد :
نظريه اول : نظريه اليائيان . اين نظريه اساساً حركت را انكار كرده است و مىگويد احساس حركت در جهان خيالى بيش نيست و ناشى از خطاى حس است و در واقع در جهان حركتى وجود ندارد . در ميان نحلههاى قديم يونانى در دورهء قبل از سقراط و افلاطون نحله اليائيها به داشتن چنين نظريهاى معروف است . اينها اساساً منكر حركت هستند و به وجود حركت در عالم قائل نيستند . اين نظريه در همان زمان خودش دفن شده است .
نظريه دوم : نظريه اتميسم . اين نظريه براى حركت واقعيتى قائل است ولى حركت را ، بلكه مطلق تغيير را ، از سطح اشياء بيرون نمىداند و مىگويد اصل و اساس جهان عبارت است از يك سلسله جواهر جسمانى ، يك سلسله ذرات خيلى كوچك غير قابل احساس كه چشم نمىتواند آنها را ببيند . اينها ذراتى هستند شكست ناپذير و تغيير ناپذير و به دليل همين شكست ناپذيرى اصطلاح « اتم » ( جزء لا يتجزّى ) را در