و كامل على الاطلاق شده است و گاهى به نوبت خود دليل بر عموم و نفوذ كامل مشيّت بالغهء الهيه قرار گرفته است ، گاهى منشأ دوگانه بينى شده و گاهى از كمال وحدانيت و جامعيت صفات حكايت كرده است .
قرآن كريم كه بزرگترين منبع الهام است و در تكوين عقايد دانشمندان و فلاسفه اسلامى سهم بسزايى دارد ، همواره از اختلاف و تضادها به عنوان « آيات » الهى ياد كرده است :
ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً ، وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً
« 1 » .
چرا عظمت الهى را در نظر نمىگيريد و حال آنكه شما را در « طور » هاى مختلف آفريد .
كلمه « اطوار » در اينجا به دو نحو تفسير شده است : يكى به معنى مراحل ، يعنى شما را مرحله به مرحله آفريد ؛ ديگر به معنى متفاوت و مختلف ، يعنى شما را گوناگون و نه بر يك منوال آفريد .
وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ
« 2 » .
از جمله نشانههاى الهى آفرينش آسمانها و زمين و گونهگون بودن زبانها و رنگهاى شماست .
و مخصوصاً از به وجود آمدن ضدى از ضد خودش فراوان ياد كرده است و آنها را « آيات » الهى و نشانهاى از تدبير و تسخير خداوندى معرفى مىكند :
تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ
« 3 » .
شب را در روز فرو مىبرى و روز را در شب ، زنده را از مرده بيرون مىآورى و مرده را از زنده .
در نهج البلاغه با مسئله جمع ميان اضداد به عنوان يكى از مسائل توحيد زياد برمىخوريم ، از آن جمله در خطبه 184 :
هامش
( 1 ) . نوح / 13 و 14 .
( 2 ) . روم / 22 .
( 3 ) . آل عمران / 27 .