تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
هگل از اصل فوق به حداكثر استفاده نموده و تنها وسيله توجيه واقعيت دانسته است و سپس آن را « ديالكتيك » نام نهاده و همين باعث شده است كه اين كلمه در نظر معاصرين دور از ذهن جلوه نمايد ، زيرا تاكنون ديالكتيك عبارت بود از فن اثبات و فن انكار كه هر دو مبتنى بر اصل عدم اجتماع ضدين مىباشد . » و هم او مىگويد : « فرق ديالكتيك قديم « 1 » و ديالكتيك جديد طرز برخورد آنها با اصل « اجتماع ضدين » است . بنا بر ديالكتيك قديم ، اصل عدم اجتماع ضدين قانون مطلق اشياء و ذهن است ، يك شئ واحد نمىتواند در عين حال هم وجود داشته باشد و هم وجود نداشته باشد و اگر فكر انسان مجبور شود متواليا دو عبارت متناقض را تصديق كند يقينا يكى از آنها اشتباه است . برعكس ، ديالكتيك جديد ضديت را در اشياء مىداند و مىگويد كه اشياء در عين حال هم هستند و هم نيستند و اين ضديت را پايه و اساس فعاليت موجودات مىداند و مىگويد كه بدون وجود اين ضديت ، اين اشياء ، ساكن و بىحركت مىماندند . به همين دليل وقتى انسان مجبور مىشود دو عبارت متناقض را تصديق كند نبايد تصور كرد دچار اشتباه شده است ؛ البته بايد اين ضديت را حل نمود ولى هيچيك از ضدين را نبايد منكر شد . »

تعريف ديالكتيك : سازش تناقضها

و نيز او مىگويد : « سازش تناقضات در وجود اشياء و همچنين در ذهن را هگل « ديالكتيك » مىنامد . روش ديالكتيكى شامل سه مرحله مىباشد كه معمولًا « موضوع ، ضد موضوع ، تركيب » مىنامند ( تز ، آنتىتز ، سنتز ) ولى هگل اين سه مرحله را « تصديق ، نفى ، نفى در نفى » مىنامد . » از نظر هگل « شدن » يا صيرورت نه وجود است و نه عدم ، تركيبى از ايندو مىباشد . پل فولكيه در رساله ديالكتيك مىگويد :
هامش
( 1 ) . ديالكتيك سقراط و افلاطون كه بر روش اثباتى آنها در سلوك عقلى اطلاق مىشد ، و ديالكتيك ارسطو كه در مورد جدل به كار مىرود و جنبه انكار و ابطال دليل خصم دارد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 159 | مرتضى مطهرى