اما نظريهء فناى قوه خيال و هر قوهء ديگر غير از قوه عاقله
ابن سينا و همچنين ساير حكما - اعم از اسلامى و غير اسلامى - به مادى بودن قوه خيال قائل بودهاند ؛ فقط جملهاى از بوعلى در مباحثات نقل شده كه مىرساند در آنجا بر خلاف آنچه در ساير كتبش گفته است به تجرد قوه خيال معتقد شده است .
صدر المتألهين از جمله ابتكاراتى كه در فلسفه به عمل آورد اين بود كه از طرفى وجود عالمى را اثبات كرد كه از آن به عالم « مثال » و يا « صورت مقدارى » تعبير مىشود و از طرف ديگر تجرد قوه خيال انسان و فانى نشدن آن را اثبات كرد . بنا بر اين نظريه ، طرح سؤال بالا مورد ندارد زيرا مبتنى بر آن است كه نفس بعد از مفارقت از بدن فاقد قوهء خيال است . ما بعداً نيز درباره اين قوه بحث خواهيم كرد .
آيا عقل فعال منفعل هم هست ؟
سؤال چهارم : آيا عقل فعال ، آنجا كه معقولات را درك مىكند ، انفعال هم مىپذيرد يا خير ؟ لازمهء انفعال عقل فعال اين است كه از حيثيت واحده ، هم فاعل باشد و هم منفعل .
جواب : كلمه « انفعال » گاهى به معنى عام اطلاق مىشود و شامل هر نوع خروج از قوه به فعل است ، اعم از آنى يا زمانى و اعم از اينكه بر سبيل استكمال باشد و يا بر سبيل انتقاص ، و گاهى به مفهوم خاص به كار برده مىشود و آن اينكه خروج از قوه به فعل ، تدريجى و زمانى باشد ، و گاهى در خصوص موردى اطلاق مىشود كه انفعال شئ به نحو سلب كمال باشد ( انتقاص ) .
همه اين موارد در يك جهت اشتراك دارند و آن اين است كه شيئى استعداد يك حالت را كه فاقد است دارد و سپس واجد آن حالت مىگردد .
عليهذا در مواردى كه قوه و استعداد راه ندارد ، بلكه شئ مفروض تمام كمالات ممكن خود را بالفعل دارد و امكان تغيير حالت را در آن راه نيست ، انفعال نيز معنى ندارد .