بعد از ممات به عقل فعال اتصال نمىيابند ، زيرا همه اين استعداد را ندارند ؛ اما اينكه بتوان مقياسى به دست داد كه چه نفوسى چنين نصيبى دارند چه نفوسى ندارند ، كارى دشوار است . » « 1 »
بررسى
اين پرسش و پاسخ بر اساس چند مطلب است كه مورد قبول پرسش كننده و پاسخ دهنده بوده است :
الف . وجود عقل فعال و اينكه هنگام تعقل ، ميان عقل منفعل ( عقل انسانى ) و يك نيروى مجرد محيط بر جهان ( عقل فعال ) اتصال و ارتباط برقرار مىشود .
ب . نفس بعد از مردن انسان باقى است و به فراخور معلومات و معقولاتى كه كسب كرده است به آن نيروى عقلانى محيط ، متصل مىگردد و كسب بهجت و سعادت مىنمايد .
ج . تمام قواى نفس ، مادى و جسمانى مىباشند جز قوه عاقله . با مردن انسان تمام قواى حسى ، خيالى ، وهمى به حكم اينكه مادى و از توابع بدنند باطل و نابود مىگردد ، فقط نيروى عاقله به حكم اينكه مجرد و غير مادى و فناناپذير است باقى مىماند .
نظريهء وجود عقل فعال و لزوم اتصال نفس با آن در حين تعقل ، مربوط است به دوره قبل از اسلام ، اما اينكه آيا از ارسطوست يا از شارحان ارسطو ، از گفته نويسندگان تاريخ فلسفه برمىآيد كه اين نظريه در اسكندريه پيدا شده است و اول كسى كه آن را اظهار كرده « ارسطو قليس » استاد اسكندر افريدوسى است « 2 » . مسلمين ارسطو قليس را نمىشناختهاند و احياناً برخى آراء او را به ارسطاطاليس منسوب داشتهاند . ارسطو قليس به اين دليل وجود عقل فعال را ضرورى مىدانسته است كه نفس در خروج از قوه به فعل نيازمند به نيرويى خارج از خود است و بديهى است كه نيرويى كه عقل بالقوه را تبديل به عقل بالفعل مىكند نمىتواند مادى و جسمانى
هامش
( 1 ) . رسائل ابن سينا ، ج 2 / ص 3 ؛ ارسطو عند العرب ، ص 228 .
( 2 ) . مقدمه احمد فؤاد الاهوانى بر تلخيص علم النفس ابن رشد .