تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦
لأنه إضافة مّا منسوبة إلى ما هو إمكان وجوده ، فيكون الإضافة مقوّمة له « 1 » . و ليس إمكان الوجود المطلق « 2 » جوهراً و لا عرضاً غير نفس الإضافة ، و لو كان الإمكان جوهراً لكان له وجود خاص مع قطع النظر عن الإضافة ، و لو كان كذلك لكان قائم الوجود بذاته لا منشأ لامكانه « 3 » ، و كذا لو كان عرضاً قاراً « 4 » ، فقدعلم أنه ليس لإمكان الوجود مطلقاً « 5 » وجود فى الخارج ثم يعرض له الإضافة من خارج « 6 » ، بل الموجود من إمكان الوجود هو الإمكانات المخصوصة حتى يكون مضافاً مشهوريّاً لا حقيقياً « 7 » ؛ .
هامش
( 1 ) . يعنى شىء داراى اضافه نيست كه اضافه ، خارج از ذاتش باشد . ذاتِ داراى اضافه نيست ، ذاتى است كه عين اضافه است . ( 2 ) . « المطلق » در اينجا معناى درستى ندارد ، گرچه حاجى آن را به وجود محمولى معنا مىكند كه با مطلب تناسب ندارد . شايد به جاى « المطلق » ، « مطلقاً » بوده است به قرينهء اينكه در سه سطر بعد مىگويد : « أنه ليس لامكان الوجود مطلقاً . . . » . گاهى در كتب چاپ سنگى « مطلقا » را به صورت « مط » مىنويسند و ممكن است در نسخهء اصلى « مط » بوده است و نساخ به جاى « مطلقا » ، « المطلق » نوشته باشند . ( 3 ) . اين ضمير در اينجا مرجع درستى ندارد . اگر به جاى « لامكانه » ، « للامكان » يا « لامكان شىء » بود درست بود . ( 4 ) . مراد از « عرض قار » در اينجا عرض غيراضافه است . يك اشكال لفظى در اينجا اين است كه چرا مرحوم آخوند از عرض غيراضافه تعبير به عرض قار كرده است در حالى كه اصطلاح مسلّم فلاسفه اين است كه عرض قار را در مقابل عرض غير قار به كار مىبرند . مىگويند اعراض يا قارالذات هستند مثل كم و كيف و يا غير قارالذات هستند كه مراد ، سه مقولهء أن يفعل ، أن ينفعل و متى است . اينكه كسى مقولات غير اضافه را « اعراض قارّه » بنامد تعبيرى است كه هيچ فيلسوفى نكرده است و اين قرينهء ديگرى است كه در عبارات اين فصل [ تصرف ] صورت گرفته است . ( 5 ) . همچنان كه ملاحظه مىشود در اينجا « لامكان الوجود المطلق » گفته نشده است ، كه گفتيم قرينه است بر اينكه در سه سطر قبل هم « امكان الوجود مطلقاً » صحيح است . ( 6 ) . يعنى از قبيل « مضاف مشهورى » نيست كه ذاتى باشد كه داراى اضافه است مثل اب . پس « ذات له الاضافه » نيست بلكه « ذات هو الاضافه » است . ( 7 ) . ظاهراً عبارتى در حاشيه بوده و نساخ آن را در جاى نادرستى قرار داده‌اند و جمله به اين صورت نادرست است . عبارت « حتى يكون مضافاً مشهورياً لا حقيقياً » بايد بعد از عبارت « له الاضافة من خارج » قرار گيرد . مضاف بر دو قسم است : حقيقى و مشهورى . خود اضافه را « مضاف حقيقى » و شىء صاحب اضافه و به بيان ديگر طرف اضافه را « مضاف مشهورى » مىنامند . اگر زيد پدر عمرو باشد ، زيد و عمرو هركدام مضاف مشهورى هستند ، اما خود « ابوّت » را كه اضافه‌اى ميان زيد و عمرو است و نيز بنوّت را كه اضافهء ديگرى است ، « مضاف حقيقى » مىنامند . مرحوم آخوند مىگويد اين امكان ، ذات داراى اضافه نيست تا مضاف مشهورى باشد ، بلكه عين اضافه است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 626 | مرتضى مطهرى