تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 583

مساهمون:

ص٥٨٣
مىگويند كه فرض كنيد يك جسم فوق العاده سنگين به وزن مثلًا صد تُن از بالا به سوى زمين حركت مىكند . اگر سنگريزه‌اى را به طرف آن پرتاب كنيم پس از اصابت به آن برمىگردد . حال اگر اين سنگريزه كه به طرف بالا مىرود براى لحظه‌اى سكون پيدا كرده و بعد برگردد لازمه‌اش اين است كه آن سنگ صد تنى هم در همان لحظه ساكن شود . پاسخ اين اشكال در آينده خواهد آمد . به هر حال كلام مرحوم آخوند در اينجا مبنى بر اين است كه در حركت راجعه تخلل سكون پيدا مىشود .

اثبات حركت وضعى دائمى

در اينجا بايد مقدمه‌اى ذكر شود و آن اين است كه سكون به نوبهء خود نيازمند زمان است . در گذشته گفتيم و در آينده هم خواهيم گفت كه فرق است ميان ثبات و سكون ؛ مسئلهء ثابت و متغير غير از مسئلهء ساكن و متحرك است . شىء ثابت يعنى شيئى كه نحوهء وجودش وجود جمعى و بالفعل است و هيچ جنبهء بالقوه و امكان تغيير در آن نيست ، كه بر مجردات منطبق مىشود . شىء ساكن يعنى شيئى كه امكان حركت براى آن هست ولى حركت نمىكند . حركت از شىء ثابت به نحو « سلب تحصيلى » نفى مىشود در حالى كه سكون براى شىء ساكن به نحو « عدم ملكه » ثابت است و عدم الحركه به نحو « عدم عدولى » بر آن حمل مىشود . از اين جهت است كه شىء ساكن مانند شىء متحرك زمان دارد ولى شىء ثابت زمان ندارد . مرحوم آخوند مىگويد شيئى كه در مكان حركت مىكند همين قدر كه حركتش مستدير نباشد منتهى به سكون مىشود ولو به مقدار « آنٌ مّا » « 1 » و گفتيم كه سكون هم مانند حركت به زمان نياز دارد . حال با توجه به اينكه در همهء حركات اعم از مستقيم ، منعطف و راجعه نحوه‌اى از سكون وجود دارد اين سؤال مطرح مىشود كه زمان يك شىء چيست ؟ در مورد شىء مادامى كه در حال حركت است ممكن است بگوييد زمان آن ، مقدار حركت خودش است . اما وقتى شىء ساكن مىشود يا ساكن است زمان آن چيست ؟ به تعبير مرحوم آخوند در اينجا زمان نيازمند حركتى است كه حافظ آن باشد . پس بايد هميشه چيزى در عالم وجود داشته باشد كه آن ، مقدار زمان همهء امور زمانى اعم از .
هامش
( 1 ) . [ مراد از « آن » در اينجا لحظه است نه « آن » به معناى حد زمان . ]