منعطف باشد .
مسئلهء تخلّل سكون در حركت راجعه
از قرن سوم [ يعنى ] از زمان كسانى مثل ثابت بن قرّه مسألهاى مطرح بوده است - كه بعد در خود اسفار هم خواهد آمد - و آن اين است كه آيا جسمى كه روى خط مستقيم حركت مىكند و بعد برمىگردد ، اين رفت و برگشت به هم متصل است ؟ مثلًا وقتى سنگى را روى خط مستقيم به طرف بالا پرتاب مىكنيم و بعد برمىگردد آيا هيچ سكونى ولو براى زمان بسيار كوتاه ميان اين حركت رو به بالا و حركت رو به پايين وجود ندارد ؟ به عبارت ديگر آيا اين سنگ ولو براى يك لحظه ساكن مىشود و بعد برمىگردد و يا بدون اينكه متوقف شود برمىگردد ؟ .
عدهاى معتقدند كه در حركات راجعه تخلل سكون صورت نمىگيرد و اين دو حركت به يكديگر متصل است و در واقع يك حركتِ متصل واحدِ متدرج الوجود است . وقتى سنگ بر مىگردد ادامهء همان حركتِ متصلِ واحدِ متدرج الوجود است منتها در اينجا يك حركتِ واحد متصلى داريم كه از جهت مبدأ و منتها با حركات ديگر تفاوت مىكند . مانعى ندارد كه ما شخص واحدى از حركت داشته باشيم كه نيمى از حركت يك مبدأ و يك منتها داشته باشد و بخش ديگرى از آن ، مبدأ و منتهاى ديگرى داشته باشد . زيرا طبق اين قول مبدأ و منتها « مشخِص » حركت نيستند .
اين بحث بسيار خوب در آينده خواهد آمد كه مشخِصات حركت چيست ؟
عوض شدنِ چه چيزى يك حركت را تبديل به دو حركت مىكند ؟ بعضى قائلاند كه مبدأ و منتها مشخِص حركت است يعنى وحدت مبدأ و منتها سبب وحدت حركت ، و تعدد مبدأ و منتها سبب تعدد حركت است . اينها ناچار مىگويند كه وقتى شىء به سمت بالا مىرود حتماً پيش از آنكه به سمت پايين حركت كند سكونى براى آن حاصل مىشود ولى عدهء ديگرى از فلاسفه به چنين حرفى قائل نيستند .
مرحوم آخوند از كسانى است كه قائلاند در حركات راجعه سكون متخلل مىشود . ايرادهاى مهمى بر اين نظريه وارد آوردهاند كه خود مرحوم آخوند هم نقل مىكند . از جمله مىگويند حرف شما لازمهاى دارد كه نمىتوان پذيرفت ولى امثال مرحوم آخوند به اين اشكال جواب مىدهند . توضيح اينكه قائلين به تخلل سكون