زمان هم همينطور است . هر چيزى كه در عالم حركت دارد زمان دارد . اگر حركت در عالم متعدد است زمان هم متعدد است ولى در ميان زمانهاى عالم يكى را مقياس سنجش ديگر زمانها قرار مىدهيم . به قول قدما حركت فلك به دور زمين يا به قول امروزيها حركت سالانهء زمين به دور خورشيد يا حركت شبانه روزى زمين به دور خودش را مقياس زمان قرار مىدهيم . مدت زمانى را كه در آن ، زمين يك دور كامل به دور خودش گردش مىكند به 24 قسمت مساوى تقسيم كرده ، آن را « يك ساعت » اعتبار مىكنيم . مثلًا زمان تكلم من در اينجا را مىسنجيم و مىگوييم يك ساعت طول كشيده است . اين بدين معناست كه اين كميت منطبق است با 124 آن كميت ، ولى از نظر زمان بودن ، هيچ يك اولويتى بر ديگرى ندارد و هر كدام براى خودش زمان است . پس اينكه مرحوم آخوند مىگويد زمان از حركت وضعى فلك انتزاع مىشود بر مبناى قدماست نه بر مبناى خود ايشان . تا اينجا ما « اقدميت » حركت وضعى بر ساير حركات را بيان كرديم .
ادوم و اتم و اشرف بودن حركت وضعى دورى
اما اينكه چرا حركت وضعى فلك « ادوم » از ساير حركات عرضى است كاملًا روشن است . هيچ حركت كمّى الى الابد ادامه پيدا نمىكند يعنى هر شيئى كه حركت كمّى دارد بالاخره متوقف مىشود و به عبارت ديگر همهء حركات كمّى ، اول و آخر دارند .
همچنين هيچ حركت كيفى يا مكانى الى الابد ادامه پيدا نمىكند . تنها حركتى كه امكان دارد الى الابد ادامه پيدا كند حركت وضعى يعنى حركتى است كه يك شىء حول يك محور انجام مىدهد . قدما معتقد بودند حركت فلك چنين حركتى است كه از ازل شروع شده و تا ابد هم ادامه دارد . « از ازل شروع شده » تعبير لفظى است و مراد از آن حركتى است كه لااول له و لاآخر له . پس تنها حركتى كه ادوم همهء حركات عرضى است حركت وضعى است .
اما اينكه اين حركت « اتم » از ساير حركات است باز واضح است . ناتمام بودن يا نقصان حركت در جايى است كه شىء امكان حركتى را داشته باشد ولى حركت آن به علت مانعى متوقف شود . حركتى كه هميشه ادامه دارد هيچ وقت نقصان پيدا نمىكند و بنابراين حركت فلك اتمّ حركات عرضى هم هست .
اتم بودن حركت وضعى مستديره كه مقصود از آن حركت وضعى فلك است