تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
تكاثف باز دو نوع است : حقيقى و غيرحقيقى ، و قبلًا گفتيم « 1 » كه فلاسفه قائلند كه تخلخل و تكاثف حقيقى ممكن است . مرحوم آخوند مىگويد حركت كمّى ، چه به صورت نمو و ذبول باشد و چه به نحو تخلخل و تكاثف ، توقف بر نوعى نقل و انتقال در طبيعت دارد . يك موجود نامى كه نمو مىكند ، اجزايى از ماده را در خود جذب ، تبديل و حل مىكند به طورى كه جزء آن مىشود . به عقيدهء قدما كه صورت موجودات نامى را يك صورت متصل مىدانستند مادهء جذب شده جزء واقعى شىء نامى مىشود و مجموع به صورت يك واحد متصل در مىآيد . قدر مسلّم از آنچه امروز دربارهء [ فرآيند جذب ] گفته مىشود اين است كه يك دگرگونى واقعى و كيفى پيدا مىشود و يك مادهء بىجان به يك مادهء آلى و جاندار تبديل مىشود . به هر حال تا مادهء ديگرى كه موجود نامى آن را به خود منتقل مىكند وجود نداشته باشد و تا يك نوع نقل و انتقال مكانى رخ ندهد امكان اينكه موجود نامى آن ماده را جذب و جزء خودش كند نيست . در موجودات متحرك بالاراده مثل انسان و حيوان هم همين‌طور است . يك كودك كه از غذا تغذيه كرده و رشد مىكند يا به اين نحو است كه كودك حركت مىكند و به طرف غذا مىرود و يا غذا به طرف كودك حركت داده مىشود و يا هر دو . اگر فرضاً يك دفعه به عالم از نظر حركت مكانى ايست بدهند و به هيچ جزئى از اجزاء عالم اجازهء حركت و نقل مكان داده نشود ، نمو هم متوقف مىشود ، چون تا ماده از جايى به جايى منتقل نشود قابل تبديل شدن به جزئى از موجود نامى نيست . پس هر جا كه حركت كمّىِ نموّى وجود دارد بايد نقل و انتقال هم وجود داشته باشد . در مورد ذبول هم به همين منوال است . وقتى يك شىء ذابل و لاغر مىشود ، جزء موجود در شىء معدوم نمىشود بلكه جزء يا اجزايى از آن خارج و به نحوى دفع مىشود و دفع شدن نوعى نقل و انتقال است . نتيجه اينكه اگر حركت مكانى نباشد حركت كمّى به نحو نمو يا ذبول هم وجود نخواهد داشت .
هامش
( 1 ) . [ به جلسهء سى و ششم ذيل عنوان « حل اشكال در حركت كمى » مراجعه شود . ]