تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
است . طبيعتى كه مرتبط و متحد با نفس است ، همين است كه محسوس است . مادهء منَويه بعد از آنكه تكامل پيدا مىكند كم كم نفس در آن پيدا مىشود . به عقيدهء مرحوم آخوند ما كه الان در اينجا نشسته‌ايم علاوه بر طبيعت مادى محسوس خودمان ، يك طبيعت ديگرى مماثل و مشابه با آن داريم كه معلول نفس و مُنشأ به انشاء نفس است ؛ ذاتىِ نفس است و جداناشدنى از نفس . اين همان است كه از آن به « بدن برزخى » ، « بدن اخروى » و يا « بدن مثالى » تعبير مىكنند . هر انسانى درست به موازات همين بدن كه يك طبيعت است بدن ديگرى دارد كه آن هم نوعى طبيعت است ، يعنى مثل همين طبيعت طول و عرض و عمق دارد . شرط جسمانيت غير از طول و عرض و عمق داشتن ، چيز ديگرى نيست زيرا تعريف جسم « جوهر داراى ابعاد ثلاثه » است و بدن مثالى اين ابعاد را دارد . بدن مثالى مشابه با همين بدن است . به ازاى چشم ، چشم و به ازاى بينى ، بينى دارد . هرچه در اين طبيعت هست ، در آن طبيعت هم هست . آن طبيعت به حكم اينكه مُنشأ به انشاء نفس است ، جزء ذات نفس است و بيشتر جنبهء صورى دارد و جدا ناشدنى از نفس است و با مردن هم همراه نفس و روح هست . طبيعت ديگر كه طبيعت مادى باشد مادام كه نفس در دنيا هست مسخر نفس است . اما اين طبيعت ، ذاتش يك اقتضا دارد و « تسخير » براى آن اقتضاى ثانوى به وجود آورده است . طبيعت مادى مطيع نفس است ولى آن را كرهاً مطيع كرده‌اند و مادام كه با نفس هست مطيع آن است . همين كه از نفس جدا شود به حالت اوليهء خودش باز مىگردد . در اينجا پيش از بيان و توضيح ادامهء جواب لازم است مثالى عرض كنم چون « فاعليت بالتسخير » كه از مختصات فلسفهء اسلامى است يك مسئلهء بسيار مشكلى است و تصورش هم تصور بسيار لطيف و دقيقى است . به عنوان مثال اين نوع فاعليت در مورد فرد قوىّ الاراده و نافذ الكلمه مصداق پيدا مىكند . منظور از نفوذ كلمه ، زور و جبر نيست . ممكن است كسى اراده‌اى و جاذبه‌اى داشته باشد كه ارادهء انسانهاى ديگر مسخَّر ارادهء او شود و ميلشان تحت ميل او قرار گيرد . هميشه در دنيا اين نوع اشخاص بوده‌اند گرچه برخى امروزيها مىخواهند نظريهء قهرمانان تاريخ را انكار كنند ، ولى در يك حدى قابل انكار نيست . وقتى او چيزى را اراده مىكند ، در اثر آن نفوذ خارق العاده‌اى كه دارد ديگران هم همان را واقعاً اراده مىكنند و خود را
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 490 | مرتضى مطهرى