ما مطلب چهارمى از خود مرحوم آخوند اضافه كرديم و آن اين بود كه شىء در حال حركت ماهيت بالفعل ندارد زيرا ماهيت حد است و شىء در حال حركت هيچ حد ثابتى ندارد . بنابراين اصل « كل ممكن زوجٌ تركيبى له ماهية و وجود » را بايد به نحوى اصلاح كنيم . قبلًا مىگفتند كه فقط واجب الوجود است كه ماهيت ندارد و حال بايد بگوييم كه غير واجب الوجود اگر از سنخ حركت نباشد مركب از وجود و ماهيت بالفعل است ولى اگر از سنخ حركت باشد وجودى دارد و ماهيت بالقوهاى ، و شىء در حال حركت داراى ماهيات غيرمتناهى بالقوه است .
همچنين مطلب ديگرى در دو جلسهء پيش عرض كرديم و آن اين بود كه سه چيز ( يعنى موضوع حركت ، خود حركت و مقولهاى كه حركت در آن واقع مىشود ) بايد از دو نظر ، يكى از نظر وحدت و عدم وحدت و ديگر از نظر ثبات و عدم ثبات مورد بررسى قرار گيرند .
يك بحث اين است كه آيا موضوع حركت بايد ثابت و باقى باشد يا نه ، كه اين مطلب را به صورت سؤال مطرح كرديم و در اين جلسه به اين مطلب خواهيم پرداخت . بحث ديگر اين است كه آيا موضوع حركت بايد واحد باشد ؟ خود حركت چطور ؟ آيا در حركت ، امر ثابت و باقى هست ؟ آيا در حركت وحدتى هست ؟ در مورد مقوله هم هر دو سؤال را مىتوان طرح كرد كه آيا مقوله ثبات و نيز وحدت دارد يا نه .
چون مرحوم آخوند قائل به حركت توسطى و حركت قطعى هر دو است ، هم قائل به ثبات حركت است و هم قائل به عدم ثبات حركت . در مورد وحدت حركت هم شكى نيست كه مراتب حركت يك واحد شخصى را تشكيل مىدهند .
در مورد مقولهاى كه حركت در آن واقع مىشود عرض كرديم كه مقوله از جهتى كه بر حركت توسطى انطباق دارد داراى نوعى ثبات است و از جهتى كه بر حركت قطعى منطبق است داراى نوعى عدم ثبات است . در مورد وحدت هم روشن است كه وحدت در مورد مقوله هست .
اشكال شيخ بر حركت جوهرى
شيخ گفته است كه حركت در جوهر محال است ، به اين بيان كه اگر حركت در جوهر واقع شود آيا آن نوعى كه در اول حركت هست در وسط حركت اشتدادى باقى است