مطلب را بشكافيم از اينجا سر درمىآورد « 1 » .
پاسخ مرحوم آخوند به ايراد شيخ
جواب مرحوم آخوند به شيخ اين است كه شما در اينجا دو خلط كردهايد : خلط ميان وجود و ماهيت از يك طرف و خلط ميان ما بالقوه و ما بالفعل از طرف ديگر . سؤال شما اين بود كه آيا نوع جوهر در وسط اشتداد باقى است يا باقى نيست . پاسخ مىدهيم مقصود شما چيست ؟ آيا سؤال شما اين است كه ماهيت آن باقى است يا اين است كه وجود آن باقى است ؟ .
اگر مقصود اين است كه آيا اين وجود عيناً همان وجود اول است مىگوييم بله ، وجود باقى است به اين معنا كه وحدت حقيقى آن محفوظ است زيرا يك وجود واحد مستمر است . قبلًا گفتيم كه بنا بر حركت توسطى يك وجود مستمر داريم و بنا بر حركت قطعى وجود حركت يك وجود متصل ممتد است و وجود متصل ممتد به يك اعتبار باقى است يعنى همان كه شروع شده است اتصال و ادامه دارد . پس اگر سؤال شما اين است كه آيا اين وجودِ در حال اشتداد همان وجودى است كه در آغاز .
هامش
( 1 ) . پس بهطور خلاصه ، شيخ مىگويد حركت در جوهر محال است زيرا چنان كه گفتيم حركت به شش چيز نياز دارد كه يكى از آنها موضوع است . حركت در اعراض ، ممكن و بلكه واقع است چون اين نوع حركت يك موضوع ثابت باقى دارد كه عبارت است از جوهر ؛ ولى اگر حركت بخواهد در جوهر واقع شود حركت بلاموضوع باقى مىماند . پس به اين دليل حركت در جوهر محال است .
به اين بيان اگر بگوييم ، اين يك برهان مستقل مىشود ولى آنطور كه ما از خارج مطلب را تقرير كرديم اين بيان تقريباً در بطن آن تقرير قرار مىگيرد . ما مطلب را اينطور تحليل كرديم كه شيخ مىگويد اگر حركت در جوهر واقع شود لازم مىآيد كه انواع جوهر ، متتالى باشند و جوهرى معدوم شود و جوهر ديگرى حادث شود و در نتيجه حركتى در كار نباشد . بعلاوه ، لازم مىآيد غيرمتناهى محصور بين حاصرين واقع شود . بعد اين سؤال را مطرح كرديم كه چه فرقى است ميان اينجا و حركت اشتدادى در اعراض كه در اينجا انواع بايد بالفعل باشد ولى در آنجا لازم نيست كه انواع بالفعل باشند ؟
گفتيم در حركت اشتدادىِ اعراض چون موضوع غير از ما فيه الحركه است اشكالى ايجاد نمىشود ولى در اينجا چون موضوع و ما فيه الحركه هر دو يكى است و موضوع بايد بالفعل باشد ما فيه الحركه هم بايد بالفعل باشد .
پس هم مىتوانيم مسئلهء بالفعل بودن موضوع و باقى ماندن موضوع را در بطن همين برهان وارد كنيم و هم مىتوانيم آن را اساساً برهان مستقلى در نظر بگيريم كه ناظر به مسئلهء بالفعل بودن موضوع نيست بلكه ناظر به مسئلهء بقاى موضوع است .