تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
حركت در جوهر شود در حالى كه چنين نيست . تا اينجا يك برهان از براهين حركت در جوهر ذكر شده و آن برهان ربط متغير به ثابت است و براهين ديگر بعداً اقامه مىشود . مقصود مرحوم آخوند اين است كه مىخواهد در مورد حركت در جوهر رفع اشكال كند . آنچه تا به حال در اين فصل آمده مقدمه‌اى است به منظور رفع اشكال از حركت در جوهر . ايشان مىگويد ما مطلب را در باب اشتداد و از جمله اشتدادهاى عرضى بيان كرديم و گفتيم در آنجا انواع ، غيرمتناهى است و اين انواع بالقوه هستند ولى يك امر بالفعل وجود دارد و آن وجود است . در اشتدادهاى عرضى دائماً انقلاب ذات صورت مىگيرد و بنابراين تحليل دقيق و صحيح از حركات اشتدادى عرضى ، راه را براى حركت جوهرى هموار مىكند چون در حركت جوهرى به دو چيز احتياج داريم : يكى اينكه براى حركت در جوهر برهان اقامه كنيم و ديگر كه مهمتر است اين است كه اشكالاتى كه امثال بوعلى بر حركت جوهرى وارد كرده‌اند رفع كنيم . مرحوم آخوند مىگويد با تحليلى كه ما از حركات اشتدادىِ عرضى كرديم مشكلات را از سر راه حركت در جوهر برداشتيم . معلوم شد در حركات اشتدادى عرضى هم انواع ، غيرمتناهى است و اين انواع غيرمتناهى ، بالقوه‌اند نه بالفعل و منشأ انتزاعشان هم وجود است . همچنين گفتيم كه در حركات اشتدادى عرضى دائماً انقلاب ذات صورت مىگيرد .

برهان شيخ بر امتناع حركت جوهرى

مرحوم آخوند سپس اشكال شيخ بر حركت در جوهر را نقل مىكند . شيخ مىگويد : جسمى كه مىخواهد در جوهر حركت كند مصداق يك نوع است . حال وقتى اين جسم حركت در جوهر مىكند آيا اين نوع اول باقى است و تنها يك سلسله عوارض تغيير مىكند يا نوع اول باقى نيست و نوع ديگرى پيدا مىشود ؟ اگر نوع اول باقى است و يك سلسله امور ديگر غير از آنچه كه به ذات شىء مربوط است به آن اضافه مىشود پس در اينجا اشتداد حاصل نشده است زيرا اشتداد به اين است كه مابه الاشتراك عين مابه الامتياز باشد . اگر بنا باشد كه نوع ، باقى باشد و آنچه اضافه شده غير از حقيقت نوع باشد پس اشتدادى پيدا نشده است . اما اگر بگوييد اصلًا نوع اول زايل شد ، در اين صورت باز هم اشتداد حاصل نشده است زيرا چيزى