تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
مقوله را دارد . پس سكون عبارت است از : « قرار الموضوع فى المقولة » همچنان كه حركت عبارت است از : « سيلان الموضوع فى المقولة » . در اينجا مىتوان بحثى را كه در فصل پيش مطرح بود عنوان كرد . در بحث نسبتِ حركت به مقوله ، مرحوم آخوند در ابتدا مطلب را اين‌طور عنوان كرد كه تسود « اشتداد السواد » نيست بلكه « اشتداد الموضوع فى سواديته » است . ولى بعد ديديم خود مرحوم آخوند در آخر كلام ، به شكل ديگرى اين مطلب را قبول كرد كه در عين اينكه در اينجا « اشتداد الموضوع فى سواديته » هست به يك معنى « سواد اشتدّ » هم درست است . در فصل بعد باز اين مسئله تكرار خواهد شد . حال با توجه به اين بحث ، در اينجا كه مىگويند : « السكون هو قرار الشىء » مراد چيست ؟ آيا سكون « قرار المقوله » است يا « قرار الشىء فى المقوله » ؟ به عبارت ديگر آيا قرار ، صفت موضوع است يا صفت مقوله ؟ . پاسخ اين است كه اگر در باب حركت قائل شويم كه معناى تسود ، « اشتداد السواد » نيست و فقط « اشتداد الموضوع فى سواديته » است ، در اينجا هم بايد بگوييم كه سكون به معناى « قرار الموضوع فى صفته » است . اما اگر هر دو تعبير را درست دانستيم مىتوانيم بگوييم معناى سكون شىء در مكان ، هم « قرار الجسم فى زمان فى مكانه » است و هم « قرار المكان فى زمان » . متكلمين در باب سكون نظرى دارند . اين نظريه اگرچه درست نيست ولى حاكى از دقتى است كه متكلمين به خرج داده‌اند . گفته‌اند : « السكون هو الكون فى المكان الاول فى الآن الثانى » . البته آنها قهراً فقط در مورد سكون در أين اين مطلب را گفته‌اند . پس ، از نظر متكلمين سكون به همين محقق مىشود كه شىء در دو « آن » در يك مكان باشد . آنها نگفته‌اند : « كون فى الآن الاول فى المكان الاول و كون فى الآن الثانى فى المكان الاول » بلكه سكون را از كون دوم در همان مكان اول انتزاع كرده‌اند . منتها آنها قائل به اكوان و كونها هستند يعنى اين‌طور فكر مىكنند كه وقتى شىء ساكن است داراى اكوان متعددى يكى پس از ديگرى است و به عدد آناتى كه در اينجا هست اكوان وجود دارد كه حكما آن را قبول ندارند . به عقيدهء حكما اگر شىء مثلًا يك دقيقه در يك مكان است اين خودش يك كون است ، نه اينكه به عدد آناتى كه در اينجا فرض مىشود - كه آنات غيرمتناهى مىتوان فرض كرد - اكوان وجود دارد .