نداريم كه خالى از سرعت باشد . سرعت چيست ؟ سرعت عبارت است از نسبت ميان مسافت حركت و زمان حركت . مثلًا اتومبيلى در يك ساعت شصت كيلومتر طى مىكند و اتومبيل ديگرى در يك ساعت صد كيلومتر طى مىكند . در اينجا زمان يكى است ولى سرعتها مختلف هستند . سرعت اگر به صفر برسد ديگر سكون است نه حركت . اگر سرعت به لايتناهى برسد باز حركت نيست ، چون در اين صورت سرعت به حدى مىرسد كه [ حركت ] زمان ندارد و بنابراين باز حركت محال است ؛ حركت بالاخره بايد داراى سرعتى باشد . هميشه سرعتى ميان صفر و لايتناهى در حركت لازم است .
سرعت بر دو قسم است : سرعت ثابت و سرعت متغير . مراد از سرعت متغير در اينجا سرعتى است كه آناً فآناً كم يا زياد شود . بنابراين با حركتى كه سرعت آن مدتى متغير و مدتى ثابت است كارى نداريم .
حركت در حركت به اين معنا كه يك حركت براى حركت ديگر مسافت باشد و شىء در تدرج وجودش متدرج باشد بر حركت با سرعت متغير صدق نمىكند زيرا در حركت با سرعت متغير ، شىء در تدرج وجودش متدرج نيست ، بلكه وجود تدريجى دارد ، ولى اين تدرج وجود ، صفتى دارد كه عبارت است از سرعت . پس اين صفت ، صفتى است براى حركت . سرعت و بطؤ دو صفت براى حركت هستند كه مانند بسيارى صفات ديگر در عالم ، ممكن است به نحو ثابت و يا به نحو متغير وجود داشته باشند . بنابراين اين نوع حركت را مىتوان « حركتِ حركت » ناميد چون سرعت تغيير مىكند و با تغيير سرعت ، در واقع خود حركت ، حركت مىكند .
« حركت ، حركت مىكند » غير از اين است كه شىء ، در حركت ، حركت مىكند . اگر شىء بخواهد در حركت ، حركت كند همان محالى لازم مىآيد كه حكما مىگويند ، ولى به اين معنا كه عرض كرديم محال لازم نمىآيد پس « حركتِ حركت » داخل در مسئلهء « حركت در حركت » نيست .
بررسى امكان وقوع حركت در متى ، جده و اضافه
گفتيم از ميان ده مقولهء ارسطويى ، در چهار مقوله به عقيدهء جمهور و در مقولهء جوهر به عقيدهء مرحوم آخوند ، حركت مسلّم است . از ميان پنج مقولهء ديگر در دو مقولهء أن يفعل و أن ينفعل حركت نيست از باب اينكه اين دو مقوله خودشان حركتند و حركت