تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
كه اين افراد ، بالقوه هستند نه بالفعل . اين‌طور نيست كه شىء در يك آن در اين مكان ساكن مىشود و در آنِ ديگر در مكان ديگر ، به نحوى كه مكانهاى جداى از يكديگر پهلوى يكديگر باشند ، بلكه اين به يك معنى يك مكان مستمر است ، و در هر آن يك فرد از مكان براى اين شىء قابل انتزاع است . پس آن شيئى كه حركت در آن واقع مىشود بايد به نحوى باشد كه شىء متحرك در هر آن يك فرد از آن را داشته باشد . حال اگر چيزى نمىتواند فرد آنى داشته باشد ، يعنى شىء در « آن » نمىتواند متلبس به افراد آن شود بلكه فرد آن بايد در زمان يعنى در يك مقدار ممتد باشد ، قهراً حركت در آن محال است . چيزى كه بالقوه هم نمىتواند در يك آن يك فرد داشته باشد ، حركت در آن محال است . خود حركت از اين قبيل است . طبيعت حركت طبيعتى است كه افرادش زمانى هستند نه آنى ، چون هر جزء حركت ، هر قدر هم كه آن را كوچك در نظر بگيريم باز مقدارى از زمان را اشغال كرده است . پس محال است كه حركت فرد آنى داشته باشد . اين يك بيان .

تدريج در تدريج محال است

مطلب يا بيان دوم اين است كه معناى اينكه شىء حركت مىكند ، اين است كه آناً فآناً از فردى به سوى فرد ديگر متلبس مىشود . تلبسش به فردى و خروجش از فردى ، با يكديگر مقارن است و لذا مىگوييم در اين گونه اشياء ، حدوث و زوال شىء مقارن يكديگر است . حركت يعنى تدرج وجود ، تدريجى الوجود بودن . بنابراين حركت در حركت يعنى تدريج در خود تدريج . يك وقت شىء دفعتاً متلبس به تدريج مىشود . وقتى شىء شروع به حركت مىكند تلبسش به حركت ( تدريج ) دفعى است و اين حركت به اعتبار جنبهء توسطىاش تا آخر زمان حركت باقى است . مرحوم آخوند مىگويد اگر تدريج بخواهد تدريجاً صورت بگيرد ، مستلزم « امعان در تدريج » است ، نه مستلزم خروج از تدريج . اگر شىء بخواهد تدريجاً به تدريج متلبس بشود ، آنچه دارد تلبس به تدريج است [ نه خود تدريج ] . اگر بگوييم اين اتومبيل تدريجاً اين مسافت را طى مىكند ، به اين معناست كه آناً فآناً مسافت را طى مىكند . اما اگر چنين تعبير كنيم كه اتومبيل تدريجاً دارد حركت مىكند [ يعنى تدريجاً دارد متلبس به حركت مىشود ] آيا اتومبيل حركت مىكند يا نه ؟ اگرچه در عرف مجازاً چنين تعبيرى مىكنيم ولى اگر شىء واقعاً
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 344 | مرتضى مطهرى