تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
چيزى كه از سنخ وجود است عين دو ماهيت باشد ولو به دو اعتبار ؟ اين يك ايراد . ايرادى كه علامهء طباطبايى مىگيرند اين است كه مقولات ، اجناس عاليه هستند و اجناس ، متباين بالذات‌اند نه متباين بالاعتبار . اين‌طور نيست كه يك شىء به يك اعتبار بتواند اين مقوله باشد و به يك اعتبار مقولهء ديگر ؛ مثلًا يك شىء به يك اعتبار جوهر باشد و به يك اعتبار كيف . مقولات به ذات شىء ارتباط پيدا مىكنند و ذاتيات اشياء با اعتبار قابل تغيير نيستند . پس درست نيست كه بگوييم مقولهء أن يفعل و مقولهء أن ينفعل هر دو همان حركت هستند ، ولى حركت به اعتبار نسبتش به فاعل ، مقولهء أن يفعل مىشود و همين حركت به اعتبار نسبتش به قابل مقولهء أن ينفعل مىشود زيرا معنايش اين است كه تفاوت مقولات بالاعتبار باشد .

راهى براى رفع هر دو ايراد

اين دو ايراد بر ظاهر حرف مرحوم آخوند وارد است ولى در اينجا يك احتمال هست و بنا بر اين احتمال كلام مرحوم آخوند قابل توجيه است به نحوى كه هيچ يك از اين دو ايراد وارد نباشد . توضيح اينكه باب مقولات ، باب ماهيات است و ماهيات معقولات اوليه هستند نه معقولات ثانيهء فلسفى يا منطقى . مقولات ذواتى هستند كه مابازاء آنها در خارج وجود دارد . جنس و فصل واقعياتى هستند كه در خارج موجودند . ارسطو در منطق خود مقولات را ده تا دانسته است ، جوهر و نه مقولهء معروف عرض كه بعد اين بحث جزء فلسفه شده است . البته چنان كه گفتيم بعضى با ده مقولهء ارسطويى مخالفت كرده‌اند مثل شيخ اشراق كه قائل به پنج مقوله شده است و معتقد است كه حركت ، خود يك مقولهء مستقل است . همچنين ابن سهلان ساوجى صاحب البصائر النصيريه - كه مرحوم آخوند در جلد دوم اسفار از او مطلبى نقل مىكند - قائل به ده مقولهء ارسطويى نيست « 1 » . بسيارى از كسانى كه ده مقوله را قبول كرده‌اند ، باز عملًا منكر ده مقوله هستند . مثلًا كسانى كه معتقدند كه كم متصل عين جسم است و تفاوت ايندو به ابهام و تعيين است و عروض كم متصل بر اجسام عروض تحليلى و ذهنى است نه عروض خارجى ، معناى سخنشان اين است .
هامش
( 1 ) . كتاب البصائر النصيريه كه حدود سى سال پيش در مصر چاپ شده است كتاب بسيار دقيق و خوبى است و شايد بر همهء كتب منطق موجودى كه اكنون تدريس مىشود ترجيح داشته باشد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 341 | مرتضى مطهرى