تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
برودت باشد . مقصود مرحوم آخوند در اينجا چيست ؟ حاجى به نحوى اين استدلال را توجيه كرده است ولى آقاى طباطبايى [ دربارهء چگونگى تبديل تسخين تدريجى به تبريد ] توضيحى نداده‌اند اما مطلب را به نحوى بيان كرده‌اند كه معلوم است آن را دنبال حرف پيشين گرفته‌اند . مرحوم حاجى خواسته است با مقدمه‌اى اين مطلب را توضيح دهد . آن مقدمه اين است كه لازمهء جواز حركت در يك مقوله اين است كه همان‌طور كه انتقال از فردى به فردى جايز است ، انتقال از نوعى به نوعى هم جايز باشد . حال اگر حركت در مقولهء أن يفعل جايز باشد ، حركت از تسخين به تبريد هم بايد جايز باشد و اگر حركت از تسخين به تبريد جايز باشد لازم مىآيد كه شىء در حالى كه آناً فآناً دارد گرم مىشود آناً فآناً سرد شود ، كه مىشود اجتماع ضدين . پس حاجى كلام مرحوم آخوند را مبتنى بر اين مقدمهء مطويه كرده است و خيال هم نمىكنم كه غير از اين ، توجيه ديگرى داشته باشد . عمده دليل بر بطلان حركت در حركت همان بيان اول است . از اين هم مىگذريم .

نظريهء خاص علامهء طباطبايى

عرض كرديم كه آقاى طباطبايى بيانى دارند كه فى حد ذاته بيانى بسيار عالى است ، منتها در اينجا دو مطلب است . يكى اينكه اصل مطلبى كه ايشان در اينجا مىگويند چيست و ديگر اينكه آيا اين مطلب واقعاً داخل در باب حركت در حركت است يا نه ؟ ايشان آن را داخل در « حركت در حركت » دانسته‌اند ولى اين جهت را توضيح نداده‌اند كه چگونه داخل در آن است . بيان ايشان مبتنى است بر آنچه خود مرحوم آخوند در باب حركت جوهرى بيان كرده‌اند . يكى از براهين مرحوم آخوند در اثبات حركت جوهرى مسئلهء تبعيت اعراض از موضوعات است . رابطهء عرض و موضوع چگونه است ؟ آيا عرض چيزى است كه روى موضوع سوار شده و يك علاقهء اضافى و يا يك اضافهء اعتبارى ميان آنهاست مثل راكب و مركوب ؟ اين‌طور نيست ، بلكه نحوهء وجود عرض نحوهء وجود تعلقى به موضوع است و در واقع همان‌طور كه مرحوم آخوند و ديگران اين مطلب را ثابت كرده‌اند عرض از مراتب وجود جوهر است ، كه در مورد اين مطلب در آينده بحث مىكنيم .