تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
خارج از قوه به فعل است موضوع حركت است نه خود حركت . شما اگر مىخواستيد مقولات را جنس حركت و سكون بدانيد ( اين را مرحوم آخوند تصريح نكرده‌اند ) اين‌طور بايد مىگفتيد كه « الأين على قسمين : منه قرار و منه تجدد ( عدم القرار ) و الكيف على قسمين : منه قرار و منه تجدد » . آن وقت دچار اشكال مىشديد كه قرار ، عين أين نيست زيرا قرار الأين غير از اين است كه أين ، خودش قرار باشد ؛ همچنان كه أين ، عدم القرار هم نيست . پس اين بيان هم بيان ضعيفى است .

راهى براى توجيه نظريهء سوم

بعد مرحوم آخوند خودشان به شكل ديگرى همين مطلب را توجيه مىكنند بدون اينكه اين اشكال وارد بيايد . ما قبلًا گفتيم كه گاهى حركت براى موضوع خودش مانند يك صفت عارضى است و گاهى مانند يك صفت تحليلى . حركت در بعضى موارد به شكلى است كه قابل با مقبول دوتاست و اين آنجاست كه موضوع قطع نظر از حركت ، خودش تعينى و تحصلى دارد و سپس حركت عارض آن مىشود كه همهء حركات عارضى نسبت به جسم از اين قبيل بودند . اما در مورد حركت در جوهر گفته شد كه گاهى متحرك از خودش تحصلى غير از تحصل حركت ندارد ، بلكه متحرك عين حركت است . چنان كه در گذشته گفتيم اين شبيه همان چيزى است كه در باب جسم گفته مىشود كه ممتد عين امتداد است . اگر در باب جسم طبيعى مىگوييم صورت جسميه ممتد است مراد اين نيست كه صورت جسميه ، ذاتى است داراى امتداد بلكه مراد اين است كه صورت جسميه عين امتداد است . در باب حركت گفتيم كه حركت صفت وجود است نه صفت ماهيت ، كه در اين باره در آينده به تفصيل بحث خواهد شد . اگر ماهيت أين ، كيف ، كم يا وضع را تقسيم كنيم به دو نوع : نوعى كه قارّ است و نوعى كه غير قارّ است ، تقسيم درست از كار در نمىآيد زيرا حركت يا سكون نه نوع براى هيچ مقوله‌اى است و نه فصل براى هيچ مقوله‌اى ، ولى همين مقوله از ناحيهء نحوهء وجود اين تقسيمات را مىپذيرد « 1 » . يك .
هامش
( 1 ) . البته مرحوم آخوند اين توضيحات را در اينجا بيان نمىكند ولى در فصل بعد اين توضيحات خواهد آمد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 315 | مرتضى مطهرى