جلسهء بيست و ششم
بسم اللَّه الرحمن الرحيم .
« و أما القسم الثالث و هو كون المقولة جنساً لهذا فقد ذهب اليه بعض فزعموا بأن الأين . . . » « 1 » . .
بحث ما دربارهء نسبت حركت به مقولات بود . گفتيم بدون شك انواعى از حركات در خارج وجود دارد و هر حركتى با مقولهء خاصى نسبت دارد . از اين جهت حركت اقسامى پيدا مىكند ، مثل حركت أينى ، حركت كمّى و حركت وضعى . مىخواهيم بدانيم نسبت حركت با اين مقولاتى كه حركت به وضوح با آنها نسبت دارد چگونه است و ماهيت اين نسبت چيست ؟ عرض كرديم كه ضرورتى ندارد كه به نسبت « فى » ميان حركت و مقوله قائل شده و بعد در مقام توجيه و توضيح اين « فيئيّت » برآييم . از ابتدا همين قدر مىدانيم كه حركات در انتسابشان به مقولات مختلفند و ما مىخواهيم اين نسبت را به دست بياوريم .
در اينجا چهار قول مطرح شد . قول اول اين بود كه معناى نسبت حركت به مقوله اين است كه آن مقوله ، موضوع آن حركت است . مثلًا در حركت أينى ، اين أين است .
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 3 ، مرحلهء 7 ، فصل 22 ، ص 74 .