تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
هستند ، ولى وقتى علت ، كثير را ايجاد مىكند وحدتى را پديد مىآورد كه در مقايسهء با وحدت ديگر كثرت است . حال مىرويم سراغ ثبات و تغير . هميشه علت ، ثبات ايجاد مىكند ؛ يعنى از اين دو قسم در تقسيم وجود به ثابت و متغير ، علت ثابت را ايجاد مىكند . اما ثابت بر دو قسم است : يكى ثابتى كه از آن تغير انتزاع نمىشود ، و ديگر ثابتى كه ثباتش عين ثبات التغير است . پس رابطهء متغير بالذات با علت ، رابطهء ثابت با ثابت است و اين نكتهء بسيار اساسى و عميقى است . عالم نسبت به ما متغير است ولى نسبت به ماوراء خودش كه محيط بر آن است تغير معنى ندارد . يك حقيقت است داراى دو رويه : رويهء ثبات و رويهء تغير ، ولى نه مثل رويه و آستر كه واقعاً دو چيزند كه به هم ضميمه شده‌اند بلكه يك حقيقت داريم با دو حيثيت . مرحوم ملاعلى نورى در حاشيه‌هاى خود بر اسفار بر اين مطلب تأكيد زيادى دارد كه عالم رويهء تغير و تجددى دارد كه همان رويهء طبيعى و رويهء زمانى عالم است و اين رويه ، واقعى است نه خيالى . رويهء ديگر عالم ، رويهء ثبات است كه رويه‌اى غير طبيعى و غير زمانى است و به عبارت ديگر رويهء دهرى عالم است . معناى اينكه مىگويند : « المتفرقات فى سلسلة الزمان مجتمعات فى وعاء الدهر » اين نيست كه بعداً امورى را كه در زمان متفرق است در دهر مىچينند و روى هم مىريزند بلكه به اين معنى است كه همين حالا واقعاً اين‌طور است . در عين اينكه اشياء با يكديگر متفرق هستند ، يكى در صد هزار سال پيش قرار گرفته است و يكى در امروز و اين قدر از يكديگر دور هستند ، همين وجودات كه به اصطلاح وجود فردى دارند در يك جاى ديگر وجود جمعى داشته ، معيت دارند . اگر قيامت
« يَوْمَ الْجَمْعِ »
است به اين اعتبار است يعنى واقعاً همهء حقايق در آنجا جمع هستند « 1 » .
هامش
( 1 ) . فلسفهء مرحوم آخوند فلسفهء فوق العاده عميقى است ، فلسفهء سهل و ممتنع است ، فلسفه‌اى است كه به ظاهر خيلى ساده به نظر مىآيد ولى در بعضى جاها آنقدر عميق است كه رسيدن به كنه آن ساده نيست . فيلسوفان بزرگى كه بعد از ايشان آمده‌اند ، غالباً هركدام گوشه‌اى از كلمات مرحوم آخوند نظرشان را جلب كرده است و در مواضع مختلفى به همان حرف چسبيده‌اند . از جمله محققين بزرگى كه در اين دورهء چند صدساله بعد از مرحوم آخوند آمده‌اند مرحوم آخوند ملاعلى نورى اصفهانى ، استاد بسيارى از اساتيد يكى دو قرن اخير است كه معاصر با مرحوم ميرزاى قمى و مرحوم سيد محمدباقر حجة الاسلام معروف به سيد محمدباقر شفتى است . صاحب روضات مىگويد من در دوران كودكى مرحوم آخوند ملا على را هنگامى كه به نماز مرحوم سيد محمدباقر شفتى مىآمد و در ماه رمضان مىنشستند و با يكديگر صحبت مىكردند ديده بودم و ايشان در آن زمان پيرمردى بود . مرحوم ملاعلى نورى كه مرد بسيار متشرعى هم بوده است حواشى مختصرى بر اسفار دارد و در اغلب حواشى ايشان اين مطلب گنجانده شده است و اين مطلب بيش از هر مطلب ديگرى نظر ايشان را جلب كرده و ايشان بيش از هركس ديگر اين مطلب را شكافته است .