تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢

شر از قوه برمىخيزد

نوع ديگر شرور ، شرورى است كه به اصطلاح از « وجود بالقياس » پيدا مىشود ، مثل آنجا كه يك امر وجودى به سبب تزاحمهايى كه در عالم طبيعت وجود دارد منشأ عدم ديگرى مىشود و ما آن امر وجودى را « شر » مىناميم . مثلًا مىگوييم تگرگ شر است ، زيرا محصولات كشاورزى و گلها و درختها را از بين مىبرد . آيا اگر در عالم ما امكان استعدادى وجود نمىداشت و هيچ چيزى در هيچ چيزى اثر نمىگذاشت ، باز هم تگرگ شر مىبود ؟ اگر استعداد ، وجود نداشت ، با آمدن تگرگ هيچ شكوفه‌اى از بين نمىرفت و مثل آن بود كه تگرگ روى سنگها فرود آمده باشد . اگر در عالم ، استعداد پذيرندگى نمىبود ، وجود هيچ چيزى براى هيچ چيزى شر نمىبود ، چون هيچ چيزى در هيچ چيز ديگرى اثر نمىگذاشت . پس شر از امكان برمىخيزد و فعليتها از آن جهت كه فعليت‌اند خير محض هستند . شر از عدم برمىخيزد و عدمها تا پاى امكان در ميان نباشد ، نيستند . البته نمىخواهيم بگوييم امكانها شرّ مطلقند . در اين دنيا خيرات هم از امكان استعدادى بر مىخيزد ولى امكان استعدادى و ماده و هيولى كه به قول اين آقايان باب خيرات را در اين عالم فتح مىكند ملازم با امكان شرور هم هست . پس امكان همان‌طور كه باب خير را باز مىكند ، باب شر را هم باز مىكند . به هر حال فعليت تقدم بالشرف بر قوه دارد . البته در اينجا ممكن است ايرادى مطرح شود كه مرحوم آخوند تحت عنوان « وهمٌ و اندفاعٌ » متعرض آن مىشوند كه بحث خوبى هم هست « 1 » .

4 . تقدم بالحقيقه

نوع ديگر از تقدم « تقدم بالحقيقه » است . تقدم بالحقيقه اصطلاحى است كه مرحوم آخوند جعل كرده است و ظاهراً قبل از ايشان كس ديگرى در باب انحاء تقدم ، نامى از آن به ميان نياورده است . « تقدم بالحقيقه » يعنى اينكه يك شىء در حقيقتْ بودن و در تحقق ، مقدم بر ديگرى باشد . مثلًا ماهيت حقيقت دارد و وجود هم حقيقت دارد ولى ماهيت به تبع وجود حقيقت دارد نه مستقل از وجود . پس وجود ، تقدم .
هامش
( 1 ) . [ اين بحث در دو صفحه بعد مىآيد . ]