تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
فقط تحت عنوان تقدم فعليت بر قوه بحث كرده است . ايشان مىگويند كسى نبايد چنين برداشت كند كه قوه بر فعليت تقدم مطلق دارد ، بلكه فعليت بر قوه به انحايى از تقدم ، متقدم است و قوه بر فعليت به نوع خاصى از تقدم متقدم است . قوه بر فعليت ، تقدم زمانى دارد ؛ يعنى قوهء هر چيزى اگر با فعليتِ همان چيز مقايسه شود بر آن تقدم زمانى دارد . يك شىء در زمان اول بالقوه است و در زمان دوم فعليت پيدا مىكند . مثلًا يك درخت در زمان قبل ، بالقوه بوده است و در زمان بعد بالفعل شده است . پس در امور جزئى و در امور خاص اگر در نظر بگيريم ، مطلب از اين قرار است . ولى اگر قوه و فعليت را از لحاظهاى ديگر مقايسه كنيم ، انحاى تقدم براى فعليت بر قوه و به تعبير ديگرى كه ما گفتيم براى صورت بر ماده وجود دارد .

انواع تقدم فعليت بر قوه

1 . تقدم بالزمان

يكى از آن تقدمها تقدم زمانى است . همان‌طور كه قوه بر فعليت تقدم زمانى دارد ، فعليت هم بر قوه تقدم زمانى دارد ، به اين معنا كه قوه بر فعليتى تقدم زمانى دارد و باز اين فعليت بر قوهء ديگرى تقدم زمانى دارد و آن قوه بر فعليت ديگر و آن فعليتْ بر قوهء ديگر . پس تقدم زمانى يك طرفه نيست ، دو طرفه است . مثلًا الف قوهء ب شدن دارد ، پس قوهء ب شدن تقدم دارد بر فعليت ب شدن ؛ ولى همين قدر كه شىء ب شد ، به واسطهء ب شدن استعداد ج شدن در آن پيدا مىشود ، يعنى بعد از اين فعليت يك قوهء جديد پيدا مىشود . پس فعليت ب بر قوهء ج شدن تقدم دارد و باز اين قوه بر فعليت ج تقدم دارد .

2 . تقدم بالعليه

آيا فعليت ، علت قوه است يا قوه علت فعليت ؟ در اينجا بايد به بحثى كه فلاسفه در باب علت و معلول و نيز در باب ماده و صورت مطرح مىكنند اشاره كنيم . در آنجا مىگويند صورت براى ماده « شريكة العلة » است ؛ يعنى هر صورت براى مادهء خود به منزلهء « جزء علت » است . پس نسبت ميان صورت و ماده ، به وجهى نسبت ميان علت و معلول است . هر قوه‌اى هميشه در پناه يك فعليت وجود دارد و قوهء محض