تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
بالحقيقه بر ماهيت دارد . فصل و جنس مثال ديگرى است . فصل حقيقت دارد و جنس هم حقيقت دارد ولى جنس متقوم به فصل يعنى در ضمن فصل است . پس فصل احق به حقيقت بودن است از جنس و بنابراين بر جنس تقدم بالحقيقه دارد . همان نسبتى كه ميان جنس و فصل هست ، ميان ماده و صورت و همچنين ميان قوه و فعليت هم هست . به بيان ديگر ، فعليتْ نسبت به قوه احق به تحقق است و بلكه قوه اساساً امرى است كه اصل تحقق آن محل كلام است كه آيا اصلًا تحقق دارد و يا يك امر عدمى محض است . البته در اول فصل مرحوم آخوند مطلبى را طرح كرده و آن را خيلى دنبال نكرده چون جايش اينجا نبوده است . ايشان مىگويد در ميان قدما كسانى به تقدم مطلق ماده بر صورت قائل بوده‌اند و نظريات دانشمندان خيلى قديم را ذكر مىكند . بعضى از آنها گفته‌اند كه در ابتدا فقط ماده‌اى وجود داشته ، بدون آنكه صورتى وجود داشته باشد و اين ماده در يك حال بىصورتىِ مطلق بوده است . بعد براى موجودى نفسْ مانند اين فكر پيدا شد كه ماده را تدبير كند ، اما نتوانست . ( اينها حرفهاى افسانه وار است ) خدا ديد كه اين كارى است كه شده و نفس نمىتواند از عهدهء آن بر بيايد ، پس خودش به آن موجود كمك كرد ، ماده را تدبير نمود و سر و صورتى به عالم داد . پس اين قول قائل به تقدم مطلق ازلى ماده است كه بعدها در لايزال صورتى پيدا شده است . اين نظريه در ميان يونانيان قديم وجود داشته كه افكار مخصوصى داشته‌اند كه نه مىشود گفت كه آنها مادى بوده‌اند و نه مىشود گفت الهى بوده‌اند ؛ هم فكرهاى الهى داشته‌اند و هم فكرهاى مادى . ولى حكماى اسلامى معتقدند كه اصلًا هيچ وقت نبوده است كه مادهء لَختى بدون صورت وجود داشته باشد ، بلكه هميشه ماده در كنار صورت وجود داشته است . مرحوم آخوند نظرات ديگرى را هم مطرح مىكند . برخى گفته‌اند اصل عالم ، ماده‌اى به صورت ذرات صغار صلبه بوده و در ازلْ اين ماده ، بى نظم و ترتيب در حال حركت بوده است و صورتى هم در كار نبوده است ، تا اينكه يك وقت « اتفاق » باعث شد اين ذرات به يكديگر بپيوندند و بدين ترتيب صورت و قوه و امثال آن پيدا شد و الا از اول ماده‌اى بود بدون قوه و صورت . مرحوم آخوند پس از نقل اين اقوال مىگويد بعد از اينكه ما مسئلهء ماده و
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 223 | مرتضى مطهرى