مغالطه است . هيچ وقت دربارهء امكان ذاتى نمىگوييد از مقولهء اضافه است . اسم امكان استعدادى را به اشتراك لفظى « امكان » مىگذاريد و بعد براى اثبات اين امكان از امكان ذاتى استفاده مىكنيد . پس براى اثبات امكان استعدادى ، از راه امكان ذاتى وارد شدهايد و حال آنكه خودتان مىگوييد اشتراك اين دو امكان در لفظ است . اين توضيح اشكال بود .
مرحوم آخوند در اينجا همين قدر مىگويد كه امكان استعدادى از اعتبارات عقليهء محضه نيست پس نبايد آن را با امكان ذاتى اشتباه كرد . امكان استعدادى ، عرض و از مقولهء اضافه است . اين را مىپذيريم ولى اشكال اين است كه شما در دليلتان همان امكان را گنجانيدهايد . پس چه دليل ديگرى بر اين مطلب داريد ؟ .
بعد بايد ببينيم كه آيا اين اشكال جواب دارد يا جواب ندارد . حاجى و ديگران اين اشكال را به اين صورتى كه عرض كردم متعرض نشدهاند . واقع مطلب اين است كه اين حرف مرحوم آخوند درست است كه امكان استعدادى در عين حال خودش نوعى امكان ذاتى است . اگر اين را بگوييم جواب آن اشكال را چه مىتوانيم بدهيم ؟
ما از يك طرف امكان ذاتى را يك امر عقلى محض مىدانيم و از طرف ديگر مىگوييم امكان استعدادى در خارج وجود دارد . چطور چيزى كه عقلى محض است يك قسمش در خارج وجود دارد ؟ .
آيا با اينكه امكان استعدادى غير از امكان ذاتى است در عين حال اين استدلال را مىتوانيم نجات بدهيم ؟ در جلسهء بعد در اين باره بحث خواهيم كرد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 202
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٠٢