تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
اينكه علت قريب و مباشر حركات عرَضى يك امر مفارق و يك امر مجرد نيست . البته گفته خواهد شد كه علت مباشر چيست ولى در اينجا ما اولًا و بالذات در مقام بيان آنچه علت مباشر است و نيز اثبات آن نيستيم ، بلكه در مقام نفى اين هستيم كه علت ، امرى مفارق است . البته لازمهء نفى اينكه علت مباشر ، مفارق است اين است كه علت مباشر يك امر غير مفارق است . اما اين امر غيرمفارق را در باب حركات اثبات نمىكنند و در اسفار هم در باب حركت چگونگى اثبات آن را مطرح نمىكنند ، بلكه در مباحث جواهر و اعراض به‌طور تفصيلى به اثبات آن مىپردازند . در اينجا براى توضيح مقصود از اين فصل بايد مسائلى را عرض كنم .

حركت بدون جسم امكان ندارد

در فصل قبل اشاره كرديم كه متحرك - يعنى آنچه حركت را مىپذيرد - بايد جسمانى باشد . دليل اين مطلب چيست ؟ دليلى آنجا ذكر نكردند ولى دليل مطلب اين است كه حركت هميشه ملازم است با قوه ( قوهء به معنى استعداد در مقابل فعليت ) و قوه هميشه مستلزم صورت جسميه است كه اين مطلب در جاهاى ديگر بايد اثبات شود . آنچه كه اينها مادهء اولى يا هيولاى اولى مىنامند هميشه به عنوان يك جزء از جسم وجود دارد . ما هيولاى مجرد از جسم نداريم . على الظاهر در اسفار در هيچ جا اين مطلب را بحث نكرده است ولى بوعلى در الهيات شفا اين بحث را طرح كرده است كه آيا ماده به معنى هيولى امكان وجود بدون صورت جسميه را دارد يا ندارد . بوعلى اثبات مىكند كه ندارد . وقتى كه هيولى يا مادهء اولى يا قوهء محض بدون صورت جسميه امكان وجود نداشته باشد و حركت هم بدون قوه و هيولى امكان وجود نداشته باشد ، پس حركت بدون جسم امكان وجود ندارد .

مسئلهء صورت نوعيه

مطلب ديگر در مورد يكى از مسائل مهم در فلسفهء قديم به نام « صورت نوعيه » است كه در فلسفهء جديد به نحوى نفى و رد شد ولى باز نظرياتى براى اثبات آن پيدا شد اما به هر حال بحثى فلسفى است و بحثى علمى نيست كه در لابراتوارها بخواهند آن را اثبات كنند . بسيارى از مسائل منطق و فلسفهء قديم مبتنى بر قبول صور نوعيه است . مثلًا در