تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
براى اين حركت دارد و ديگر آنكه غير طبيعت كه حركت را ايجاد مىكند موجد متحرك و حركت در آنِ واحد است كه مسئلهء حركت جوهرى است كه بعدها بحث مىشود « 1 » .
هامش
( 1 ) . سؤال : سنخيت علت و معلول استثنابردار نيست . در اينجا چگونه ميان محرك عقلى و متحرك طبيعى سنخيت برقرار است ؟ . استاد : تصور شما از سنخيتى كه فلسفه مىگويد چيست ؟ آيا معناى سنخيت علت و معلول اين است كه علت و معلول بايد تحت يك نوع و يا يك جنس باشند ؟ اين‌طور نيست . سنخيتها همه به وجود برمىگردد يعنى علت ، درجهء كاملترى از وجود و معلول درجهء نازلترى از وجود است و اين سنخيت هميشه هست . بنا بر اصالت وجود و بنا بر وحدت تشكيكى وجود ، ديگر مسئلهء سنخيت به‌طور كلى حل شده است . اين بىسنخيتىهايى كه ما مىبينيم از ماهيات و جنس و فصلها ناشى مىشود . مراتب وجود و از جمله مادى و مجرد با يكديگر سنخيت دارند اما اين‌جور سنخيت دارند كه مادى در مرتبهء تكامل خودش به افق [ تجرد ] مىرسد . زردى و سبزى دو نوع از رنگ هستند و سنخيتى با هم ندارند . سبزِ سبز كجا و زردِ زرد كجا ! ولى در عين حال همين رنگ سبز است كه تبديل مىشود به رنگ زرد [ مثلًا در ميوهء روى درخت ، ] اما اين‌طور تبديل مىشود كه تدريجاً به سوى آن نزديك و نزديكتر مىشود ؛ يعنى سبزىِ رنگ سبز كم مىشود و به رنگ زرد نزديك مىشود تا كم كم مىرسد به حدى كه مرزى ميان آنها باقى نمىماند . اين است كه در باب قوه و فعل گفتيم كه ميان قوه و فعل مرز نيست و ميان ماده و صورت هم مرز نيست ، همچنان كه ميان مادى و مجرد هم مرز نيست . مسئلهء سنخيت اين گونه حل مىشود .